۱۶:۰۵ - ۲۰ مرداد ۱۳۹۵ - 10 August 2016
کد خبر: ۴۰۶۰۷
گاه نوشته های وزیر مسکن29/ طنز
جلسه هیئت دولت که تمام شد حاج ولی(ولی اله سیف) به من گفت: عباس( عباس آخوندی) می‌توانی با ما یک سر تا باکو بیایی و برگردی؟ گفتم چه نیازی به حضور من هست؟ گفت هم می‌توانی درباره خطوط ریلی مذاکره کنی و هم هرجا لازم شد از این تئوری های جدید اقتصادی به ما مشورت می دهی و نظریه پردازی می‌کنی.

علی(علی جنتی) که حرف های ما را می‌شنید جلو آمد و گفت: چند روز دیگر روز خبرنگار است و اصلا برگزاری این روز بدون عباس معنی ندارد و بعد به شوخی گفت: مجبور می شویم روز خبرنگار را چند روز به تعویق بیندازیم تا ترافیک فرمانیه هم کمتر شود. علی دوباره گفت: شاید هم می خواهند به این بهانه پول بلیط هواپیما را ماست مالی کنند. گفتم شوخی اش هم قشنگ نیست، داشتیم بگو بخند می کردیم که دکتر(دکتر روحانی) جلو آمد و گفت: دولت زیر ضربات رقیب قرار گرفته است و شما اینجا: «گل میگید گل میشنفید از دل نازکترم!» بروید وسایلتان را جمع و جور کنید باید بروید. عباس جان شما هم زحمت بلیط ها را بکش خودت هم همراه ما باش.

وسایلم را جمع کردم و چمدان سفر را بستم و کتاب «اصول علم اقتصاد»‌کارل منگر را هم برداشتم تا در طی مسیر مجددا مطالعه کنم. به حامد(حامد مظاهریان) هم که هر روز با یک کت شیک وزارتخانه را غافلگیر می کند، گفتم این چند روز من نیستم هوای وزارتخانه را داشته باش و نگذار کسی برود طبقه چهاردهم سلفی بگیرد-آخر مد شده همه به بهانه های واهی، گاه گاهی می آیند دفتر من و از ویوی زیبای آن عکس سلفی می گیرند همین بهانه ای می شود تا ما را وزیر خوش نشین بنامند. به پیروز(پیروز حناچی) هم گفتم با آن صدای بم و آلن دلونی ات، خیلی با این شهرداری چی ها کل کل نکن تا ببینیم وضعیت انتخابات ریاست جمهوری چطور می شود.

به باکو که رسیدیم دکتر(دکتر روحانی) گفت عباس جان الان وضع اقتصادی دولت خوب نیست شما زحمت بکش بگو هواپیمایی کرایه ما را بزند به حساب، به محض اینکه این 2000 میلیارد دلار آزاد شد پرداخت می کنم. با تعجب پرسیدم کدام 2000 میلیارد دلار؟ گفت همان که احمدی نژاد به اوباما نامه زده تا از بلوکه بودن خارج کند، اگر خارج شد قول می دهم اول هزینه این بلیط ها را تسویه کنم. گفتم نه دکتر همین مهمان ما باشید بهتر است.

از باکو برگشتم و سریع مقدمات روز خبرنگار را فراهم کردم و همه آنها را به خیابان فرمانیه، نرسیده به چهارراه کامرانیه، کوچه شهیدثروتی، پلاک يك، اداره كل استاندارها و صدور گواهينامه های دريانوردی با دو روز تاخیر دعوت کردم چون خدا می داند من چقدر این خبرنگاران را دوست دارم. با توجه به کثرت حضور مهمانان از معاونان و مشاورانم خواستم که هرکدام بر سر یک میز کنار خبرنگاران قرار بگیرند و ضمن صحبت، از گزینه های روی میز نیز با آنها تناول کنند. اول گمان کردم که معاون و مشاور کم بیاید اما دیدم ماشاا.. آنقدر زیاد هستند که خبرنگار کم آمد و به بعضی از میزها بیش از یک نفر رسید.

یک خبرنگاری هم آمد و می خواست درباره «نقش تفکرات مارکسیستی در احیای نگاه حمایتی از بازار مصرف کنندگان در قبال جوامع سرمایه داری» مصاحبه ای بگیرد که گفتم تو را به خدا امشب را بی خیال شو و بگذار روز خبرنگارت حسابی مبارک باشد. یک متنی را هم نوشتم که به صورت کلیپ اجرا شد و از اصحاب قلم قدردانی کردم البته ظاهرا باید امروزه بیشتر آنها را اصحاب کیبورد نامید.

در ضمن در سایت صما گاه گاهی دیده بودم که از قول من مطالب به ظاهر طنزی به نام«گاه نوشته های وزیر مسکن» می نویسند و احوالات وزارتخانه را فکاهه می کنند که این طنزها را به شکل کتاب چاپ کرده بودند و هدیه دادند و بنده را سورپرایز کردند که بلافاصله غلامعلی(غلامعلی حداد عادل) پیامک زد و گفت: بگویید غافلگیری! من هم گفتم غافلگیری و شما هم بگویید غافلگیری. در ادامه یک گروه موسیقی را هم دعوت کردیم و چند قطعه را اجرا کردند و من هم سریع با موبایل فیلم آن را برای علی(علی جنتی) تلگرام کردم بدون اینکه هیچ قصدی داشته باشم و او هم کامنت گذاشت: کنسرت موسیقی ات را به رخ من می کشی؟ بنده وزیر فرهنگ و ارشاد هستم کنسرت می گذارم لغو می کنند آن وقت تو که وزیر را و شهرسازی هستی کنسرت گذاشتی و کسی هم آن را لغو نکرد؟ واقعا تو دیگه کی هستی عباس!

من هم برایش نوشتم: ما همونیم! ما همونیم! که می تونیم! که می تونیم! پشت بوم خورشیدو با شبنم، آبپاشی کنیم، ما رو دست کم نگیر، ما رو دست کم نگیر!

نام:
ایمیل:
* نظر:
r_sar دیگر اخبار گروه r_sar