۱۴:۲۶ - ۱۶ تير ۱۳۹۷ - 07 July 2018
کد خبر: ۵۰۰۶۷
معاون اجرایی انجمن تولیدکنندگان و فناوران صنعتی ساختمان درگفت وگو با«صما»:
معاون اجرایی انجمن تولیدکنندگان و فناوران صنعتی ساختمان براین باوراست که تدارک پیش نیازهای ورود کامل به بافت فرسوده سریعاً باید آغاز شود اقدامی که طی 4دهه به تعویق افتاده با تدوین برنامه جامع و احیاء بافت های فرسوده و ناکارآمد شهری و طرح های تفصیلی محلات امکان فعالیت اجرائی کامل در بافت ها ایجاد خواهد شد.

سندملي احياي بافت‌های فرسوده از تفاسير متناقض مصون بماند/ شاهد سياست‌های درجاسازی در احيای بافت‌ها نباشیممتن زیر حاصل گفت وگویی «صما» با عبدالرضا فرید نائینی است که به شرح ذیل می‌آید:

اخیراً رییس جمهور عنوان کردند که با هدف خروج مسکن ازرکود اقتصادی ، دولت از ساخت یکصد هزارواحد مسکونی دربافتهای فرسوده حمایت می کند . ارزیابی شما چیست؟

هر دو وجه این طرح فوق العاده مهم و در زمره اولویت های اساسی دربخش ساخت وسازکشوراست ، زیرا مسکن بخش پیشگام وبخش استراتژیک اقتصاد ما است و خروج از رکود عمیقاً به رونق در این بخش بستگی دارد . بعلاوه تعداد قابل توجهی از صنایع کشور که درزمره صنایع ساختمانی هستند نیز ، هم اکنون با رکود وتنگنای تقاضا مواجه هستند . با رونق درتولید مسکن این واحدهای تولیدی می توانند فعالیت خود را به سطح مطلوب افزایش دهند و به طور موازی ، بدون سرمایه گذاری هنگفت دراین صنایع اشتغال قابل توجهی نیز ایجاد می شود .

وجه دوم ، برنامه احیاء ، بهسازی و نوسازی بافتهای فرسوده وناکارآمد شهری است . براساس آمار مندرج در طرح جامع مسکن ۱۳۳ هزار هکتارمساحت ۶ میلیون خانوار و ۲۱ میلیون نفر جمعیت را دربرمی گیرد . بافتهای فرسوده که براساس قانون با مشخصه ریزدانگی ، ناپایداری و نفوذ ناپذیری تعریف می شوند ، با خطربالقوه عظیمی مواجه هستند و ناپایداری این بافتها، درشرایطی که اغلب نقاط کشور در پهنه های لرزان زلزله خیزی قرار دارد ، وجدان جامعه مهندسی و مدیران ذی ربط را به چالش می کشد . عدم امکان دسترسی مناسب ( نفوذ ناپذیری )‌ ، درشرایط زمین لرزه ، امداد رسانی تقریباً نا ممکن است ، به ویژه در مراکز جمعیتی کشور وکلانشهرها چنین رخدادی فاجعه بار خواهد بود ، بر این اساس هر دو وجه این طرح فوق العاده مهم و در مسیربحرانی قراردارد و بی عملی و زمان سوزی در هر دو محور بسیار خسارت بار است . لذا این طرح بشرط تحقق بسیار کار ساز و موجه خواهد بود .

باتوجه به مشکلات تملک در بافت های فرسوده به نظرشما آیا این طرح با زمان بندی پیش بینی شده امکان تحقق خواهد داشت؟

بدیهی است که به لحاظ زمان بندی دو محور این طرح ، در تضاد آشکارقراردارند . این نکته تحقق شایسته و اصولی طرح را دور از دسترس قرار می دهد . ساخت یکصد هزار واحد مسکونی در سال ۱۳۹۷ یک طرح ضربتی و فشرده است ، در صورتی که احیاء، بهسازی و نوسازی بافتهای فرسوده ، طرحی میان مدت یا بلند مدت است و ورود به اقدامات اجرائی در این بافتها ، نیازمند پیش نیازهایی است که تحقق آن به هیچ وجه در یک سال امکان پذیر نیست . یکی از این موارد ، موضوع تملک در بافتهای فرسوده است که شما مطرح کردید لاکن ، اصولاً قبل از ورود اجرائی به بافت ، پیش نیازهای بسیار مهمتری به لحاظ مطالعات و طراحی درعرصه معماری و شهرسازی وجود دارد. که قبل از آماده شدن این مطالعات و طراحی ها ورود به بافت سهل انگارانه و خسارت بار خواهد بود . هم چنانکه تاکنون تجربه کرده ایم . برنامه جامع و تفصیلی مرتبط با احیا و بهسازی بافتهای فرسوده در سطح شهری و محله ای که در نهایت مشخص خواهد کرد که درهریک از بافتها ، براساس نیازهای شهر و ظرفیتهای درونی هر محله ، چه برنامه راهبردی را باید تعقیب کنیم ، تا پس از آن امکان ورود اجرائی به هر بافت و مواجه شدن با موارد زمانسوز دیگر ، نظیر تملک و بسیاری از چالشهای دیگر مطرح شود .

آیا در مورد اموری که در عرصه معماری و شهرسازی مطرح شد توضیح بیشتری می توان داد .

البته ، ابتدا باید گفته شود که (سند ملی راهبردی احیاء ، بهسازی و نوسازی و توانمند سازی بافتهای فرسوده و ناکارآمد شهری) سند بسیار با ارزشی است لاکن ، نیازمند تشریح و تدقیق بیشتری است تا از تفسیرهای متفاوت و متناقض مصون بماند ، زیرا علی رغم وجود چنین سند تخصصی و معتبر ، ما شاهد سیاستهائی نظیر درجاسازی هستیم به این معنا که سازندگان اجازه دارند چند قطعه زمین را تجمیع کنند و یک بلوک مسکونی دراین زمنیها احداث کنند ، بدون اینکه هرگونه برنامه تفصیلی معتبری برای احیا و بهسازی محله تدوین شده باشد . طرح تفصیلی محله که برنامه راهبردی خود را باید از برنامه جامع احیاء و بهسازی شهری (طرح باز آفرینی شهری پایدار) بگیرد ، در غیاب چنین برنامه ای تصمیم گیری و طراحی در سطح محله و بر اساس ظرفیتهای داخلی محله با مشکلات عدیده مواجه خواهد بود. بطور نمونه احداث مسکن در محله سیروس را میتوان در نظر گرفت . این محله که در محاصره مؤسسات اقتصادی و بازار اصلی شهر است و هم اکنون واحدهای مسکونی موجود در آن عمدتاً به صورت انبار استفاده می شود ، تأکید بر ساخت مسکن در این محله یک انحراف راهبردی است . این انحراف محصول عدم وجود ( طرح باز آفرینی شهری پایدار ) است که در آن کاربری پروژه های پیشران توسعه در قالب شهری تعریف شده باشد . طرح تفصیلی این محله بر اساس ظرفیتهای داخلی محله تدوین شده و حضوری به بزرگی بازار مرکزی این کلان شهر را در مجاورت بافت مورد توجه قرار نداده ، قدرت جاذبه این مرکز عظیم تجاری را که هم اکنون این بافت مسکونی را به انبار تبدیل کرده ، می بینیم لاکن نسبت به آن موضعی نداریم چون ساختاری که مورد نظر ماست پاسخگو نیست .

ما ابتدا نیازمند یک (برنامه جامع احیا ء ... شهری) هستیم که براساس نیازهای شهر از یک طرف و ظرفیتهای دورنی هر بافت، از طرف دیگر تدوین شود بر اساس این برنامه جامع (طرح بازآفرینی شهری پایدار) و تعریف پروژه های پیشران توسعه درهر بافت ، امکان تدوین طرح تفصیلی پایدار هرمحله فراهم می شود . دراین رابطه راهبردهای برنامه جامع احیاء شهری نیز از اهمیت فوق العاده برخورداراست . پاره ای از این راهبردها که باید جدی گرفته شود عبارتند از :

چگونگی تأمین منابع- با وجود محدودیت در منابع دولت ، قطعا بافتهای فرسوده باید براساس سرمایه بخش خصوصی اجرا شوند لذا، برنامه جامع یا (طرح بازآفرینی شهری پایدار) و طرح های تفصیلی محلات ، باید در قالب یک بسته اقتصادی با ارزش افزوده مناسب تعریف شوند ، تا بخش خصوصی را به سرمایه گذاری تشویق کنند . البته مشوقهای دولتی دارای اهمیت است و رقابت پذیری را افزایش می دهد .

کاربری بافت - طراحی کلیه محلات براساس کاربری مسکونی ، به ویژه مسکن ارزان قیمت ، راه جذب سرمایه بخش خصوصی را مسدود خواهد کرد . دراین رابطه لازم است ابتدا بافتهای فرسوده و ناکارآمد ، گونه شناسی شوند و با مطالعه کلیه بافتهای هر شهر ، مشخص شود که از چه ویژگی هایی برخوردارند و ظرفیت داخلی آنها چیست و با چند گونه بافت مواجه هستیم ، بخشی ازاین مطالعات توسط شرکت های تسهیلگر جمع آور شده لاکن ، جمع بندی و تجزیه و تحلیل دقیقی در این رابطه انجام نشده است . حداقل می توان بافتها را از نظر شرایط اجتماعی به سه دسته تقسیم کرد، گونه نخست بافتهایی که از انسجام اجتماعی برخوردارند و زندگی درآنها جریان عادی دارد و ساکنین آن به هر دلیل به آن محل دلبستگی دارند بافتهایی که از انسجام اجتماعی محرومند و ساکنین آن در تعقیب راهی برای خروج از این محله ها هستند و به لحاظ ناپایداری هرچه سریع ترباید تخلیه شوند و بافتهایی که ترکیبی از این دو وضعیت در آنها قابل شناسایی است . درگروه دوم بافتها میتواند به طور کلی و عندالزوم و بر اساس نیاز شهر به کاربری های غیرمسکونی و محرک توسعه تخصیص داده شوند . درگروه سوم کاربریها می توانند ترکیبی از کاربری های مسکونی و پروژه های پیشران توسعه باشند . گونه شناسی بافتها بر اساس مطالعات شرکتهای تسهیلگر یک اولویت است و باید به سرعت آغاز شود تا از این منبع اطلاعاتی در تصمیم گیری ها بهره گیری کنیم .

چگونگی دخالت کالبدی در بافت- راهبرد دیگری که درتدوین طرح ها اهمیت دارد ، تأکید سند ملی راهبردی احیاء ، بهسازی و ... بر توجه به هویت فرهنگی ، اجتماعی و کالبدی از یکطرف و استفاده از فنآوری های نوین در بخش نوسازی از طرف دیگر است به درستی این سند ملی بافتهای فرسوده را ، آوردگاه تعامل سنت ومدرنیته و گلوگاه چگونگی تداوم و تعامل داشته های ما در معماری و شهرسازی و دست آوردهای نوین که بر پایه نیازهای امروزین ما و دانش و فناوری روز شکل گرفته اند می داند و این بحث یکی از مأموریت های پیچیده و در عین حال خلاقه دربافتهای فرسوده است . لذا، بدیهی است چنین طرحهایی توسط برجستگان معماری وشهرسازی ما تدوین شوند و به تدوین این طرحها فرصت کافی داده شود. حتی در رابطه با برنامه جامع بافتهای فرسوده وناکارآمد کلان شهر ها ، لازم است ازهمکاری مشاوران بین المللی بهره گیری شود.

حضور فرهیختگان و صاحب نظران معماری و شهرسازی- با توجه به پیچیدگی و حساسیت پیش گفته ، لازم است برنامه جامع یا (طرح بازآفرینی شهری پایدار) و طرح تفصیلی محلات ، تحت نظارت صاحب نظران شهرسازی و معماری قرار گیرد .

حضور بخش خصوصی- راهبرد دیگر حضور مستقیم بخش خصوصی در تدوین طرح های تفصیلی محلات است .بدیهی است پس از آنکه براساس برنامه جامع (طرح بازآفرینی شهری پایدار) راهبردها و پروژه های محرک توسعه درهربافت مشخص شد . ازین پس مسئولیت طراحی وتعریف یک بسته اقتصادی با بازدهی مناسب می تواند به عهده شرکتهای توسعه گر در بخش خصوصی قرار گیرد و البته لازم است این طرح ها بر طرح های جامع وتفضیلی شهری اولویت داده شوند.

مطرح کردید که بافتهای فرسوده جایگاه تعامل سنت و مدرنتیه و .. هستند آیا می توان توضیح بیشتری دراین زمینه ارایه نمود .

یکی از چالشهای ورود به بافتهای فرسوده ، نحوه تعامل داشته های معماری و شهرسازی گذشته ما و دانش و فنآوری های پیشرفته است که قرار است انتظارات امروزی ما از ساختمان را پاسخ دهند و عمیقاً به آن نیازمندیم . قبل از پرداختن به این بحث چند نکته را باید توجه کنیم . نخست اینکه پاره ای از بافتهای فرسوده درکشور ، بافتهای با ارزش در عرصه معماری و شهرسازی هستند . دراین جا نظر بناهای با ارزش تاریخی نیست بلکه ، کل یا یک بخشی از یک بافت به لحاظ شهرسازی ، معماری یا تاریخی دارای ارزش است و اینگونه بافتها سرمایه های ملی ما هستندکه باید با دقت مورد حفاظت قرار بگیرند . دوم، آنچه درسند ملی راهبردی .. تحت عنوان هویت فرهنگی ، اجتماعی مطرح شده ، مراد انعکاس هویت فرهنگی ، اجتماعی در داشته های کالبدی ما در قالب معماری وشهرسازی است وگرنه توجه به هویت فرهنگی ، اجتماعی و ... فرض هر طراحی معماری و شهرسازی است . امروز انتظارات ما از ساخت و ساز و همچنین امکانات فنی و تکنولوژیکی ما در پاسخ به آن انتظارات ، دگرگون شده است برای ما که از پیشینه ارزشمندی در هنر، معماری و مهندسی برخوداربوده ایم و معماری وشهرسازی ما از رنگ و بو و هویت ویژه برخودار بوده است ، نمی توانیم یکسره با این گذشته با ارزش قطع رابطه کنیم (اگرچه چنین ایده هایی نیز وجود دارد ) و همانگونه که کشورهای دارای پیشینه ارزشمند نظیر ژاپن ، معماری امروزشان نیز رنگ وبویی ازخلاقیت ژاپنی را درخود دارد ما نیز در همان شرایط هستیم .

با این شرایط دراحیاء ، بهسازی و نوسازی، بافت های فرسوده ، ما با یکی از پیچده ترین تجربیات معماری و شهرسازی مواجهیم که ضمن استفاده از دانش روز و سیستم های نوین ساخت ، و تولید صنعتی جهت پاسخگویی به نیازهای امروزین بهره برداران ، به لحاظ طراحی معماری و شهرسازی کاملا آزاد نیستیم و تاکید شده که هویتهای فرهنگی ، اجتماعی وکالبدی باید مد نظر قرار بگیرد و تداوم آن پیشینه افتخارآمیز درکالبد جدید نمایان باشد. تدوین چنین طرحهایی اوج دانش اگاهی و خلاقیت را طلب می کند . چنین تجربه ای می تواند درشرایط دیگری نیز مطرح شود لاکن ، بافتهای فرسوده خواستگاه و آوردگاه این خلاقیت است.

برای تحقق این هدف چه باید کرد ؟

ج- به نظر من لازم است گروهی از برجستگان و صاحب نظران معماری و شهرسازی در اجرای این طرح عظیم مشارکت و نظارت کنند . در این مورد نظرخواهی از تشکلهای صنفی و حرفه ای کافی نیست شاید لازم باشد یک شورای عالی از برجستگان و صاحب نظران معماری و شهرسازی تشکیل شود و طرح های بازآفرینی شهری پایدار و طرحهای تفصیلی پایدار محله ها با نظر این شورا نهایی شوند . بحث سنت و مدرنیته در عرصه های گوناگون از جمله ، ادبیات ، هنرها و ... مطرح بوده و بخشاً فرهیختگان راه یا راههائی را نشان داده اند لاکن ، در بخش معماری و شهرسازی همچنان در فضای تردید و بلاتکلیفی به سر می بریم و احیاء بهسازی و نوسازی بافتهای فرسوده بستر این آزمون بزرگ است ، غریو غرور آفرین افتخارات ما در عرصه هنر ، معماری و مهندسی از دور دست تاریخ بگوش می رسد و ما را به تکرار آن افتخارات میخواند ، امیدوارم شایسته این پیام باشیم .

بنابراین پروژه احداث سالیانه یکصد هزار واحد مسکونی در بافت های فرسوده را امکان‌پذیر نمی‌دانید؟

این نتیجه گیری صحیح نیست تدارک پیش نیازهای ورود کامل به بافت فرسوده سریعاً باید آغاز شود اقدامی که طی 4 دهه به تعویق افتاده با تدوین برنامه جامع و احیاء بافت های فرسوده و نا کارآمد شهری و طرح های تفصیلی محلات امکان فعالیت اجرائی کامل در بافت ها ایجاد خواهد شد لاکن چون یکی از گزینه های مناسب در احیاء ، بهسازی و نوسازی حرکت مرحله ای است . در زمین های در اختیار دولت که در مجاورت یا نزدیکی بافت ها هستند از هم اکنون ساخت سالیانه یکصد هزار واحد می تواند آغاز شود زیرا خروج از رکود اقتصادی نیز از اولویت های شرایط موجود است و این دو اقدام ما بعدالجمع نیستند و به طور موازی می توانند حرکت کنند .

نام:
ایمیل:
* نظر:
r_sar پربحث ترین r_sar
r_sar دیگر اخبار گروه r_sar