۱۱:۲۲ - ۰۵ دی ۱۳۹۷ - 26 December 2018
کد خبر: ۵۱۶۶۶
در این گزارش درباره چیزهایی حرف خواهیم زد که وجود ندارند، درباره چیزهایی که به نتیجه نمی‌رسند یا نصفه نیمه رها می‌شوند.

درباره خطوط انتقالی که پس از کلنگ‌زنی تعطیل شده و سدهایی که مثل کاسه‌هایی نیمه پر، کاری جز جمع‌آوری و تبخیر آب ندارند و خط انتقال و تأسیساتی نیست که لااقل همان آب نصفه نیمه رودخانه‌های فصلی را به شهروندان تشنه کرمان رساند. اجازه دهید درباره طرح‌های بلندپروازانه هم حرف بزنیم؛ انتقال آب دریای عمان با‌ ای سی 50 هزار و تبدیل آن به آب شرب با‌ ای سی زیر هزار.

کرمان نه تنها خود با بحران کم آبی دست و پنجه نرم می‌کند بلکه از چهار طرف نیز در محاصره کم آبی و بی‌آبی است. کارشناسان می‌گویند اگر بررسی دقیقی در این زمینه داشته باشیم، به این نتیجه می‌رسیم که دیگر چاره‌ای جز انتقال حوزه به حوزه وجود ندارد اما انتقال از کجا و چه حوزه‌ای؛ حوزه کارون و سد خرسان 3 چهارمحال و بختیاری یا دریای عمان؟

محمدعلی فدایی معاون طرح و توسعه آب منطقه‌ای کرمان می‌گوید: «کرمان 23 شهرستان دارد که بر اساس یک طرح جامع مشخص کرده‌ایم آب شرب هرکدام از این شهرستان‌ها در میان مدت و بلندمدت چگونه تأمین شود اما متأسفانه به سختی می‌توانیم مجوزهای لازم را بگیریم یا اعتباری جذب کنیم. به همین دلیل در خیلی از بخش‌ها اساساً کار گره خورده؛ مثلاً در جیرفت و عنبرآباد هنوز نتوانسته‌ایم ردیف بودجه‌ای بگیریم

فدایی معتقد است چاره‌ای جز انتقال حوزه به حوزه وجود ندارد، اگرچه دیر شده و حتی درصورت شروع کار هم سال‌ها طول می‌کشد که آب شرب مطمئن به دست شهروندان کرمانی برسد: «بعضی‌ها می‌گویند بجای اینکه آب را حوزه به حوزه انتقال دهید، بروید در بخش کشاورزی که این همه تلفات دارید، صرفه‌جویی کنید و از محل صرفه‌جویی آب شرب بردارید.‌ای سی یا سختی آب شرب قابل مصرف باید پایین هزار باشد درحالی که در سطح استان دیگر هیچ چاهی نداریم که‌ ای سی آن پایین 3 هزار باشد. همه چاه‌های ما آلوده است. همین حالا آب را با هزینه‌های بالایی تصفیه می‌کنیم. بعضی جاها تصفیه فلزات سنگین داریم و دولت هم یارانه خوبی در این زمینه پرداخت می‌کند اما این کافی نیست

علاوه بر آلودگی آب به فلزات سنگین که در بخش‌هایی از استان بدون تصفیه مصرف می‌شود، آلودگی بیش از اندازه به آرسنیک و مواد دیگر هم وجود دارد. در این راستا برخی از مدیران آب استان تقاضا می‌کنند گزارشی تحقیقی از بیمارستان‌های کرمان و ارتباط انواع بیماری‌های شهروندان کرمانی از جمله سرطان با کیفیت آب تهیه کنم.

بهشت آباد یا خرسان؟

مهندس رضا فرحبخش مجری طرح تأمین آب شهرهای شمالی استان کرمان از سد «خرسان 3» در استان چهارمحال و بختیاری که بزرگترین ریزآبه رودخانه کارون است، می‌گوید: «جمعیتی که تحت پوشش این طرح قرار می‌گیرد نزدیک به 3 میلیون نفر خواهد بود. یعنی دقیقاً شهرهای بزرگ و استراتژیک شمال استان. شهرهایی که با بحران جدی آب مواجه هستند و بیش از 90 درصد مناطق روستایی این شهرستان‌ها با تانکر آبرسانی می‌شود. این طرح بیش از 70 درصد جمعیت استان را که در مناطق شمالی ساکن هستند، تحت پوشش قرار می‌دهد.» طرح انتقال آب از خرسان 3 شامل 700 کیلومتر خط اصلی و 450 کیلومتر خطوط فرعی با 25 ایستگاه پمپاژ و تصفیه‌خانه‌ای به ظرفیت 8 متر مکعب خواهد بود.

آب انتقالی این پروژه ابتدا قرار بود از زاینده رود و طرح اجرا نشده «بهشت آباد» اصفهان تأمین شود و در کنار آن پروژه دومین خط آب انتقالی یزد نیز کلید بخورد. اما خود طرح بهشت آباد وابسته به عملیاتی شدن تونل گلاب است که قرار بود آب میان دو سد تنظیمی و سد اصلی زاینده رود را به این محل منتقل کند. پروژه‌ای جنجالی و محل اختلاف اصفهان و چهارمحال و بختیاری که در نهایت به توقف پروژه انجامید. تونل گلاب آماده انتقال آب است اما مسئولان استان چهارمحال و بختیاری می‌‍‌‌گویند با کلید خوردن این پروژه عملاً رودخانه پس از سد زاینده رود خواهد خشکید و از آنجایی که رود به شکلی مارپیچی دوباره از اصفهان به شهر سامان چهارمحال و بختیاری برمی‌گردد تا با یک پیچ دیگر به سد چم آسمان اصفهان برسد، توریستی‌ترین شهر استان از این رود محروم خواهد شد. اما اصفهانی‌ها معتقدند این شکل توزیع آب شرب با اصول پدافند غیرعامل سازگار نیست و زندگی میلیون‌ها شهروند یزدی و اصفهانی می‌تواند با یک اتفاق ساده مثل افتادن ماشینی حامل مواد شیمیایی در سد، به خطر بیفتد. از سوی دیگر قرار نیست حقابه پایین دست قطع شود. اما مهم‌ترین مشکل اصفهانی‌ها که کمتر به زبان می‌آورند، توسعه بی‌رویه باغ‌ها و مراکز تفریحی شهر سامان در دولت نهم و دهم است. آنها معتقدند دولت نهم و دهم از یک طرف با از بین‌ بردن دامداری و کشت و کار مراتع، اقتصاد مردم منطقه را به کشاورزی وابسته کرد و از سوی دیگر با پروژه‌های رانتی و کوه خواری، امتیازات ویژه‌ای به افراد مختلف برای خارج کردن آب از حوزه زاینده رود اعطا کرد.

کارشناسان می‌گویند یکی از بزرگترین خطاهای دولت پیشین، استانی کردن مدیریت آب و جدا کردن حوضه‌های آب‌ریز و آب خیز بود که مدیریت یکپارچه را از بین برد و به رقابت بالادست و پایین دست دامن زد. از آن مهمتر با یکی شدن دو وزارتخانه جهاد و کشاورزی، سازمان مراتع و جنگل‌ها که می‌توانست همچون سازمان محیط زیست، حافظ خاک و مانع توسعه کشاورزی باشد، خود به یکی از معاونت‌های وزارتخانه جدید تبدیل شد که می‌بایست دستور در اختیار گذاردن مراتع برای توسعه کشاورزی را اجرا می‌کرد.

با توقف پروژه بهشت آباد، کرمانی‌ها به فکر انتقال آب از کارون افتادند. پروژه جدید اما هم گلایه یزدی‌ها را در پی داشت که معتقدند با جدا شدن سفره کرمانی‌ها، تنها مانده‌اند و خط دوم انتقال آب به یزد با مشکل مواجه شده و هم آرام آرام زمزمه‌های اختلاف مدیران آب خوزستان و کرمان بالا گرفت؛ موضوعی که باعث مسکوت ماندن پروژه شده است. فرحبخش می‌گوید: «این پروژه دو قطعه دارد؛ برای قطعه خارج از استان تمام مدارک را به سازمان برنامه و بودجه فرستاده‌ایم. مدارک ما شامل توجیه فنی و اقتصادی است که وزارت نیرو هم آن را تصویب کرده و با نامه‌ای رسمی به سازمان فرستاده. سازمان سال 95 اعلام کرد مبدأ تهیه آب مشخص نیست و طرح مسکوت ماند اما ما فکر می‌کنیم یکی از مهم‌ترین دلایل مسکوت ماندن طرح این است که هنوز مسئولان باور نکرده‌اند کرمان تشنه است و نیاز فوری به آب دارد

وی درباره قطعه درون استانی پروژه می‌گوید: «درواقع طرح آبرسانی شمال استان، سال 92 به تصویب مجلس رسید و سال 94 قرارداد اجرا بستیم و سال 95 هم توسط رئیس جمهوری کلنگ‌زنی شد. حتی بخشی از این قطعه 270 کیلومتری اجرا شده اما به‌دلیل اعتبارات قطره چکانی درحال حاضر کاملاً غیرفعال است. نمی‌دانم چرا ما نمی‌توانیم این موضوع را جا بیندازیم که استان تشنه است و با ادامه این بحران به زودی شاهد کوچ بزرگی از این مناطق خواهیم بود. نمایندگان استان هم باید این موضوع را درک و کمک کنند تا مجوزهای لازم را بگیریم. هرچند دیر است و حتی اگر امروز کار را شروع کنیم، لااقل 12 سال دیگر طول می‌کشد تا کار را به سرانجام برسانیم

کارون یا عمان؟

از آنجایی که در افکار عمومی آب همچون نفت، ثروت ملی محسوب نمی‌شود، دولت‌ها نیز در مدیریت آن به نمایندگی از عموم مردم، با مشکلات زیادی مواجه می‌شوند. حال اگر به این موضوع اشتباهات مدیریتی را هم اضافه کنیم، دیگر قانع کردن مردم حتی برای اجرای یک پروژه درست هم کار سختی است. این موضوع یا باعث چرخه‌ای از اشتباهات می‌شود که به ناچار باید تا انتهای آن رفت یا شکلی از محافظه کاری کشنده برای سلب مسئولیت و پاک کردن صورت مسأله.

عقل سلیم می‌گوید خوزستان و همه ساحل نشینان خلیج فارس و عمان به دریا نزدیکترند تا کرمان که ارتفاع آن از سطح دریا هزار و 756 متر و فاصله آن تا آب هزار کیلومتر است. حال اگر قرار است آب دریا شیرین‌سازی شود، چرا در خوزستان که 10 متر بالاتر از دریاست نه؟ آیا نمی‌شود به همان اندازه آب شیرین شده دریا برای خوزستان از کارون برای کرمان تشنه آب برداشت آن هم درحالی که 600 کیلومتر از این مسیر نیازی حتی به پمپاژ هم ندارد؟ برای پاسخ دادن به این پرسش به این موضوع هم فکر کنید که سختی آب کارون پیش از رسیدن به دشت خوزستان کمتر از هزار و کاملاً قابل شرب است درحالی که پس از طی کردن زمین‌های کشاورزی این استان به سختی 50 هزار یعنی برابر با شوری و سختی آب خلیج فارس می‌رسد. آیا به صرفه است دوباره همین آب را به کرمان برسانیم تا با عملیات پیچیده شیرین‌سازی و مشکلات فراوان زیست محیطی از نو سختی آن را تا هزار پایین بیاوریم؟

طرح میان مدت انتقال آب سد «صفارود» بخشی از سامانه پروژه انتقال آب از عمان به کرمان است که درحال حاضر تعطیل است. مهندس علی اکبر رضایی مجری این طرح می‌گوید: «شهر کرمان تنها مرکز استانی است که تمام منابع آبی آن به چاه وابسته است. این را هم درنظر بگیرید که کرمان مرکز پهناورترین استان کشور هم هست. کیفیت و کمیت آب چاه‌ها هم روز به روز درحال تنزل است و ما باید برنامه‌ای میان مدت برای تأمین آب شرب شهر داشته باشیم. طرح میان مدتی که با این هدف درنظر گرفته شده سد صفارود است که بخشی از پروژه انتقال آب از عمان هم خواهد بود. سامانه چند بخش دارد که اولین بخش آن تونل انتقال است. این تونل به‌عنوان بزرگترین تونل خاورمیانه با قطر 3 متر می‌تواند 700 میلیون متر مکعب آب را در سال انتقال دهد که 16 کیلومتر آن هم آماده است. اما از آنجایی که اجرای هر پروژه تبعاتی دارد، کار با اعتراضات محلی و حکم قضایی تعطیل است.

این پروژه در میان مدت تنها راه تأمین آب شرب کرمان است و ما امیدواریم با از بین رفتن موانع، هرچه سریع‌تر به بهره‌برداری برسد تا مردم کلانشهر کرمان هم از نعمت آب آشامیدنی سالم و پایدار بهره‌مند شوند

اگر آب عمان به صفارود در جنوب استان نرسد، این سد می‌تواند در بهترین شرایط 57 میلیون متر مکعب سیلاب و آب‌های سطحی را در خود جمع کند که تقریباً برابر با حجم آب انتقالی یزد از زاینده رود است. برای مقایسه بد نیست بدانید میزان مصرف کارخانه ذوب آهن و فولاد مبارکه اصفهان از زاینده رود 75 میلیون متر مکعب در سال است. رضایی می‌گوید: «50 کیلومتر سامانه لوله‌گذاری شده و تصفیه‌خانه‌ای با ظرفیت 3 متر مکعب و پیشرفت فیزیکی 70 درصد هم دارد و همین طور ایستگاه پمپاژی که ابتدای سال 97 قرارداد آن بسته شد و... که بخشی به‌دلیل کمبود اعتبار و بخشی با حکم قضایی تعطیل شد

مهندس علی زنگی آبادی نماینده مجری طرح صفارود درباره خود سد می‌گوید: «ساخت سد از سال 86 شروع شد و درحال حاضر 71 و نیم درصد پیشرفت فیزیکی دارد. هدف طرح مهار سیلاب‌های فصلی برای تأمین آب شرب شهری رابر، روستاهای اطراف این شهرستان و کرمان است. پروژه از خردادماه امسال به‌دلیل کمبود اعتبارات متوقف شده.» می‌پرسم با جمع‌آوری سیلاب و آب رودخانه فصلی مشکلی برای کشاورزان پیش نمی‌آید؟ زنگی‌آبادی می‌گوید: «کشاورزان این منطقه روی رودخانه برنامه‌ریزی ندارند. سد هم به مرحله آبگیری نرسیده. اگر اعتباری برسد، نیمه دوم سال 98 می‌توانیم آبگیری کنیم.» به گفته وی برای اتمام سد 386 میلیارد تومان دیگر اعتبار لازم است.

کشاورزی یا شرب؟

شهرستان جیرفت در جنوب استان کرمان سدی با قابلیت ذخیره‌سازی 410 میلیون متر مکعب روی رودخانه هلیل دارد که طرح اولیه آن برای تولید برق آبی و مصارف کشاورزی بوده است اما جیرفت و 700 روستای اطراف آن با مشکل جدی کیفیت آب شرب، آلودگی به مواد معدنی مضر، سموم کشاورزی و فاضلاب شهری و روستایی مواجه هستند. با این همه طرح تخصیص آب شرب از این سد همچنان طرحی روی کاغذ است. محمدرضا دادور مسئول پروژه آبرسانی به جیرفت و عنبرآباد از سد جیرفت می‌گوید: «هدف طرح تأمین آب شرب جیرفت و عنبرآباد تا افق 1420 است. مطالعات انجام شده، مجوز میراث فرهنگی، پدافند غیرعامل و محیط زیست را هم گرفته‌ایم اما به دلایل نامعلومی فعلاً موفق نشده‌ایم موافقت سازمان برنامه و بودجه را بگیریم و همه چیز روی کاغذ مانده. به اعتقاد من اگر این اتفاق نیفتد، تبعات زیادی به‌دنبال خواهد داشت. مهمتر از همه اینکه سلامتی مردم در خطر است

این‌ها تنها پروژه‌های ناتمام و معلق بین زمین و آسمان کرمان نیستند، سد قدرونی و سد نسا هم همین داستان را دارند. مهندس محسن امیری مجری سد قدرونی، سد نسا و مجری آبرسانی شهرستان‌های بم و برآوات می‌گوید: «میانگین بارندگی کرمان از نصف میانگین بارندگی کل کشور هم کمتر است با این همه تلاش می‌کنیم با جمع‌آوری سیلاب و رودخانه‌های فصلی وابستگی‌مان را درحد امکان به چاه‌ها کم کنیم. در همین راستا مطالعات سد قدرونی با هدف تأمین آب شهرستان‌های زرند و راور در شمال استان آغاز شد. به هرحال رودخانه فصلی است و دبی پایه ندارد اما ناچاریم حداکثر استفاده را بکنیم. درحال حاضر هم 92 درصد پروژه تکمیل شده و هنوز درحال کار هستیم اما دو سال است که این پروژه از لایحه بودجه حذف شده و الان کار به سختی پیش می‌رود. 73 میلیارد هزینه کرده‌ایم و 20 میلیارد دیگر نیاز داریم تا پروژه تکمیل شود. قول‌هایی داده‌اند اما اتفاقی نیفتاده

وی درباره سرنوشت سد نسا که قرار است آب شرب 5 شهر بم، برآوات، فهرج، ریگان و نرماشیر را در جنوب شرق استان تأمین کند، می‌گوید: «قبل از مسئولیت من 94 درصد کار این سد تمام شده بود اما هنوز نتوانسته‌ایم برای خط انتقال اعتبار بگیریم. درواقع 6 سال پیش می‌بایست این پروژه به اتمام می‌رسید اما هنوز نتوانسته‌ایم آبی به دست شهروندان برسانیم. 220 میلیارد برای اتمام کار نیاز داریم درحالی که سال 97 توانستیم حدود 35 میلیارد اعتبار بگیریم.» درحال حاضر سد نسا به مخزنی برای جمع‌آوری آب و تبخیر آن تبدیل شده و کارایی دیگری ندارد.

واقعیت یا رؤیا؟

در استان خشک و بی‌آبی مثل کرمان شاید طرح ساماندهی رودخانه‌ها و تعیین حد بستر و حریم آنها طرحی رؤیایی به نظر برسد. اما واقعیت خشن اینکه در همین استان خشک گاه بدترین سیلاب‌ها راه می‌افتد و رودخانه‌هایی که سال‌های سال نم پس نداده‌اند چنان طغیان می‌کنند که هرچه بر سر راه‌شان باشد، نیست و نابود می‌شود. می‌گویند رودخانه هلیل که به رودخانه دیوانه معروف است، در طول سده‌ها هربار با همین طغیان‌های غافلگیرانه، تمدنی را یکسره از بیخ و بن کنده و با خود برده است.

محمدعلی فدایی معاون توسعه آب منطقه‌ای کرمان در توصیف رودخانه‌های این استان می‌گوید: «کرمان استان وسیعی است و تعداد و طول رودخانه‌هایش هم زیاد است. هرچند به‌دلیل خشکسالی‌ها اساساً خشکیده‌اند اما بعضی مواقع سیلاب‌های وحشتناکی در بستر همین رودها اتفاق می‌افتد و خسارات زیادی به بار می‌آورد. بنابراین ساماندهی آنها و پیشگیری از خسارات، کار مهمی است که یکی از وظایف ماست اما به‌دلیل اعتبارات قطره چکانی آن طور که باید و شاید نتوانسته‌ایم این خطرات احتمالی را مهار کنیم

وسعت استان هربار اعداد عجیب و غریبی را به رخ می‌کشد. مهندس حسن قاضی‌زاده مجری طرح مهندسی سواحل و رودخانه‌های کرمان می‌گوید این استان 6 هزار کیلومتر رودخانه دارد: «مسئولیت حفاظت و صیانت از بستر و حریم رودخانه‌ها به عهده وزارت نیروست و شرکت‌های آب منطقه‌ای به نمایندگی از این وزارتخانه وظیفه دارند حد بستر و حریم را تعیین کنند تا ضمن حفاظت از منابع ملی، خطرات بالقوه تجاوز به حریم و بستر هم به حداقل برسد.

این طرح با ساخت سازه‌هایی برای کنترل سیلاب و با هدف پیشگیری از تخریب اراضی حاشیه رودخانه‌ها و کاهش خسارات به مردم، مطالعه و اجرا می‌شود. ما در کل استان کرمان 6 هزار کیلومتر رودخانه داریم که از این مقدار 2 هزار و 800 کیلومتر به‌دلیل واقع شدن کنار تأسیسات یا مناطق مسکونی شهری و روستایی یا اراضی کشاورزی، جزو رودخانه‌های اولویت‌دار هستند.» به گفته وی، نقشه‌برداری و مطالعات اولیه انجام شده و کار ساماندهی 330 کیلومتر هم به پایان رسیده و هزار و 800 کیلومتر دیگر با 40 درصد پیشرفت در حال انجام است. اعدادی که در رقم کلی رودخانه‌ها به چشم نمی‌آید. وی نیز به کمبود اعتبارات برای ساماندهی ابراستانی مثل کرمان اشاره می‌کند و می‌گوید:«طبق محاسبات سال 96 برای ساماندهی هرکیلومتر رودخانه که شامل نشانه‌گذاری و ساخت سازه‌هاست، یک میلیارد تومان اعتبار لازم است که نه در سال‌های گذشته و نه امسال چنین امکانی وجود نداشته و کار به کندی پیش می‌رود

در کرمان وقتی پای حرف کارشناسان می‌نشینی یا در کنکاشی میدانی دنبال واقعیت می‌گردی، به این نتیجه می‌رسی که این استان همواره در محاسبات کلان کنار گذاشته شده است؛ تنها و رها شده با آینده‌ای مبهم. اینجا هرطرح به رؤیایی دست نیافتنی شبیه است؛ گاه از فکری عبور می‌کند، گاه روی کاغذ می‌نشیند یا در بهترین حالت کلنگی به زمین زده می‌شود و تمام.

منبع: ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
r_sar پربحث ترین r_sar
r_sar دیگر اخبار گروه r_sar