۱۲:۰۸ - ۱۹ فروردين ۱۳۹۸ - 08 April 2019
کد خبر: ۵۲۶۱۱
«صما» بررسی می‌کند:
صما-بسیاری از کارشناسان معتقدند حوادث سیل اخیر در استان‌های گلستان، مازندران، لرستان و خوزستان سازوکاری طبیعی برای سنجش مقاومت و کیفیت پروژه‌های عمرانی بود که متأسفانه اغلب این زیرساخت‌ها از این آزمون با موفقیت عبور نکردند.

دلایل ایجاد بحران بعد از وقوع بلایای طبیعی در ایرانبه گزارش «صما» در حادثه سیل چند هفته گذشته، بسیاری از زیرساخت‌های استان‌ها ازجمله جاده، پل و خطوط راه‌آهن آسیب‌های جدی دیده‌اند، به‌طوری‌که برخی از زیرساخت‌ها با عمر کمتر از یک سال نیز نابودشده‌اند.

به اعتقاد بسیاری از کارشناسان محیط زیستی وضعیت کنونی زیرساخت‌های عمرانی در استان‌های سیل‌زده نشان می‌دهد که این پروژه‌ها فاقد پیوست‌های فنی و زیست‌محیطی بوده‌اند، از طرف دیگر زیرساخت‌های نابودشده استانی مانند لرستان نمونه‌ای از پروژه‌های اجرایی شده در کل کشور است.

7 دلیل برای بی‌دوامی زیرساخت‌ها در حوادث غیرمترقبه

در این شرایط این سوال مطرح می‌شود که چرا اکثر زیر ساخت های استانی فاقد پیوست های فنی و زیست محیطی در حوادث غیرمترقبه هستند؟ برای پاسخ به این سوال کارشناسان معتقدند باید نگاه جامعی به نحوی ساخت، مصالح، مدیریت پروژه و نظارت داشت در حال حاضر بخش بزرگی از زیرساخت‌های کشور در شهرها و روستاها به‌مرور زمان احداث‌شده و مطالعات دقیق برای این موارد حیاتی تعبیه نشده است.

یکی از مشکلات اساسی زیرساخت‌های شهرهای آسیب‌دیده عدم توجه به طرح جامع شهری و هادی روستایی است.

در حال حاضر روستاها و شهرهای کوچک با مشکلات متعدد ازجمله عدم اجرای طرح هادی و جامع شهری، پراکندگی و عدم دسترسی به مصالح مرغوب ساخت‌وساز، محدودیت بودجه و اعتبارات، سبک انگاری پروژه‌های عمران روستایی از طرف بعضی مسئولان و سازمان‌ها، عدم جدیت قانونی، ماندگاری کم مردم در روستاها و آموزش در نحوی امداد و برخورد مردم با حوادث روبرو هستند که این عوامل می‌تواند با جدیت در اجرای طرح جامع شهری و هادی روستایی رفع‌و رجوع شود.

طرح هادی روستایی چیست؟

طرح‌های هادی روستای ازجمله پروژه‌هایی محسوب می‌شوند که در راستای فراهم‌سازی زمینه توسعه و عمران نقاط روستایی تهیه و اجرا می‌شوند.

بر اساس آئین‌نامه نحوه بررسی و تصویب طرح‌های توسعه عمران محلی، ناحیه‌ای، منطقه ایی و ملی و مقررات شهرسازی و معماری کشور مصوب مورخه 12/10/78 هیئت دولت، طرح هادی روستایی عبارت از:

طرح هادی روستایی طرحی است که ضمن ساماندهی و اصلاح بافت موجود، میزان و مکان گسترش آتی و نحوه استفاده از زمین برای عملکردهای مختلف از قبیل مسکونی، تولیدی، تجاری و کشاورزی و تأسیسات و تجهیزات و نیازمندی‌های عمومی روستایی را برحسب مورد در قالب مصوبات طرح‌های ساماندهی فضا و سکونتگاه‌های روستایی یا طرح‌های جامع ناحیه‌ای تعیین می‌شود؛ اما متأسفانه این امر در بسیاری از روستاها به مرحله اجرا نرسیده همچنان مغفول مانده است. در این بین طرح جامع شهری که وظیفه نحوه استفاده از اراضی و منطقه بندی مربوط به حوزه‌های مسکونی، صنعتی، بازرگانی، اداری و کشاورزی و تأسیسات و تجهیزات و تسهیلات شهری و نیازمندی‌های عمومی شهری، خطوط کلی ارتباطی و محل مراکز انتهایی خط (ترمینال) و فرودگاه‌ها و بنادر و سطح لازم برای ایجاد تأسیسات و تجهیزات و تسهیلات عمومی مناطق نوسازی، بهسازی و اولویت‌های مربوط به آن‌ها را دارد به علت نبود نظارت‌های دقیق و جامع و همچنین دور زدن قوانین در بسیاری از شهرها به چالش کشیده شده است نمونه این غفلت را می‌توان در توسعه ساخت‌وساز در حاشیه رودخانه‌ها و آبراه‌ها مشاهده کرد. به‌هرروی به‌وضوح می‌توان دید بسیاری از شهرها فاقد پیوست‌های فنی و زیست‌محیطی هستند.

پراکندگی روستاها

اطلاعات مرکز آمار ایران درباره سرشماری سال ۱۳۹۵ نشان می‌دهد جمعیت کل کشور معادل ۷۹ میلیون و ۹۲۶ هزار و ۲۷۰ نفر بوده است که از این میزان ۵۹ میلیون و ۱۴۶ هزار و ۸۴۷ نفر ساکن شهرها و ۲۰ میلیون و ۷۳۰ هزار و ۶۲۵ نفر ساکن در نقاط روستایی بوده‌اند.

این اطلاعات نشان‌دهنده این است که از کل جمعیت ایران ۲۵.۹ درصد روستانشین هستند که در ۶۲ هزار و ۲۸۴ آبادی توزیع‌شده‌اند.

از بین آبادی‌های دارای سکنه ۱۹ هزار و ۹۶۴ آبادی (۳۲.۱ درصد) کمتر از ۵۰ نفر، ۸۴۶۳ آبادی (۱۳.۶ درصد) ۵۰ تا ۹۹ نفر ۲۲ هزار و ۹۵۶ آبادی، ۳۶.۹ درصد، ۱۰۰ تا ۴۹۹ نفر، ۶ هزار و ۹۹ آبادی (۹.۸ درصد) به ۵۰۰ تا ۹۹۹ نفر، ۳۷۵۷ آبادی ۶ درصد جمعیت هزارتا ۲۴۹۹ نفر، در ۸۵۷ آبادی (۱.۴ درصد) ۲۵۰۰ تا ۴۹۹۹ نفر و در ۱۸۸ آبادی (۰.۳ درصد) ۵ هزار و بیشتر جمعیت داشته‌اند. ازنظر تعداد خانوار از بین آبادی‌های دارای سکنه در ۲۲ هزار و ۸۱۹ آبادی ۳۶.۶ درصد کمتر از ۲۰ خانوار، در ۵ هزار و ۹۵۰ آبادی (۹.۶ درصد) ۲۰ تا ۳۰ خانوار در ۱۲ هزار و ۹۷۱ آبادی (۲۰.۸ درصد) ۳۱ تا ۷۰ خانوار، در ۴۹۶۷ آبادی (۸ درصد) ۷۱ تا ۱۰۰ خانوار و در ۱۵ هزار و ۵۷۷ آبادی (۲۵ درصد) ۱۰۱ خانوار و بیشتر ساکن بوده‌اند. به گفته کارشناسان این پراکندگی و گستردگی یکی از عوامل عدم اجرای طرح هادی روستایی در روستاهای کشور است. در حال حاضر ۳۶.۶ آبادی‌ها کمتر از 20 خانوار دارد که این خود معضلات بسیاری برای ازلحاظ ساخت‌وساز، حمل‌ونقل مصالح، جاده و اجرای دقیق قانون را به همراه دارد.

محدودیت بودجه و اعتبارات عمرانی

در لایحه بودجه ۹۸، ۶۲ هزار میلیارد تومان برای پروژه‌های عمرانی کشور اختصاص‌یافته است. این در حالی است که تا قبل از تورم، ۶۰۰ هزار میلیارد تومان پروژه نیمه‌تمام در کشور داشتیم که با این ۶۲ هزار میلیارد تومان تنها ۱۰ درصد این پروژه‌ها را می‌توان پوشش داد؛ و تنها راهکار این معضل این است که دولت تا جایی که می‌تواند پروژه‌ها را به سمت بخش خصوصی سوق دهد تا آن‌ها را اجرایی کند.

سبک انگاری پروژه‌های عمران روستایی

یکی دیگر از موارد بسیار کم‌اهمیت در روستاها و روستاهای مبدل شده به شهر وجود دارد سبک انگاری پروژه‌های عمران روستایی از طرف بعضی مسئولان و سازمان‌ها است متأسفانه زمانی که منطقه‌ای برچسب روستا می‌خورد بسیاری از مسئولان این بخش‌ها را جدی تلقی نکرده و نظارت کافی و جامع به توسعه و ساخت‌وساز آن ندارد و در ثانی تمایلی به ارائه بودجه کافی به این مناطق را ندارد.

جدیت در قانون

همچنان که پیش‌تر گفته‌شده یکی از بزرگ‌ترین مشکلات روستاها در زمان آسیب‌ها و حوادث غیرمترقبه ناشی از عدم توجه به قوانین موجود روستایی و شهری است که این مورد ناشی از عدم نظارت دقیق است به نظر می‌رسد اگر توسعه و بهسازی روستا به سازمان نظام‌مهندسی سپرده شود بخش بزرگی از آسیب‌های اجتماعی و مادی آن رفع‌ورجوع می‌شود.

ماندگاری کم در روستاها

هرسال به دلیل نبود امکانات، عدم توجه دولت به نیازهای روستاییان، نبود شغل، عدم دسترسی به فنّاوری‌های کشاورزی و دامداری، مواد اولیه کشاورزی و دامداری گران‌قیمت، عدم‌حمایت مسئولان از کشاورزان و دامداران و عدم استحکام زیرساخت و بناهایی روستایی بخشی از مردم توانمندتر روستایی به سمت شهرها کوچ کرده و اجرای طرح‌های هادی راه به علت کاهش جمعیت را به مخاطره می‌اندازند.

آموزش در نحوی امداد و برخورد مردم در برابر حوادث

به اعتقاد کارشناسان حوادث اخیر سیل در استان‌های کشور نشان داد که ما برای مهار سیل، مدیریت واحد نداریم و هر نهاد و سازمان برنامه‌های خود را اجرایی می‌کند، این در حالی است که تمام دستگاه‌های امدادی، نظامی و حمایتی باید توسط یک‌نهاد واحد مدیریت شوند تا تلاش‌ها و اقدامات به نتیجه مطلوب برسد.

دراین‌بین مشارکت مردمی اگر در چرخه مدیریتی سوانح وجود داشته باشد می‌تواند در کاهش آسیب‌ها و پیامدها و مدیریت بهینه منابع هنگام بروز حوادث مؤثر باشد؛ بنابراین باید راهکار یا برنامه‌های درستی برای جلب، حفظ و توسعه مشارکت مردمی در چرخه مدیریتی سوانح داشته باشیم.

بنابراین درزمینهٔ کاهش آسیب و خسارات ناشی از حوادث مردم و مسئولین نیازمند دریافت آموزش‌هایی هستند و باید این سؤال مطرح شود که چه کسی باید به مردم آموزش دهد. همچنین اگر آموزش‌ها ضمانت اجرایی، قدرت تنبیهی و تشویق نداشته باشند مؤثر نخواهند بود.

فعالیت و اقدامات HSE‌ شهرداری و مدیریت بحران بایستی به‌صورت شفاف و روشن مشخص شود تا مردم بتوانند از آن‌ها مطالبه کنند.

در این بین به گفته کارشناسان باید میان آموزش و یادگیری تفاوت قائل شویم. اگر آموزش منجر به تغییر رفتار نشود ارزشی ندارد؛ بنابراین اولین اقدام در آموزش، آگاهی‌بخشی، حساس سازی و مطالبه گری است. این آگاهی بخشی باید در مردم و مسئولین ایجاد شود و مردم باید از حقوق خود برای مطالبه گری از حاکمیت آگاهی داشته باشند. از طرفی باید به وظایف شهروندی خود نیز آگاه باشند.

در کلام آخر باید اذعان داشت مشکل اصلی ما در بحث آگاهی‌بخشی، نبود متولی است یعنی فرآیند آگاهی‌بخشی متولی مشخصی ندارد و حتی اگر متولی آن‌هم مشخص باشد، یا وظایف خود را به‌درستی انجام نمی‌دهند و یا به‌طور کل از وظایف خودآگاهی ندارند.

انتهای پیام/

کدخبر:0227

نام:
ایمیل:
* نظر:
r_sar دیگر اخبار گروه r_sar