۰۹:۲۷ - ۰۸ آبان ۱۳۹۸ - 30 October 2019
کد خبر: ۵۳۹۴۰
عضو هیئت‌علمی گروه عمران دانشگاه زنجان:
عضو هیئت‌علمی گروه عمران دانشگاه زنجان معتقد است: اعمال قانون فقط یک جنبه است و مهم‌تر از آن چرایی عدم رعایت قوانین است. تمرکز فقط بر روی اعمال قانون و افزایش جرائم بدون توجه به مقوله ارتقای قانون پذیری جامعه اگرچه شاید در کوتاه‌مدت پاسخ‌گو باشد ولی در بلندمدت بدون بهبود سطح قانون پذیری باعث ارتقا پایدار ایمنی سیستم حمل‌ونقل جاده‌ای نمی‌شود.

قانون و مقررات در هر سیستمی برای ایجاد نظم و بهبود عملکردها تعریف می‌شود. در سیستم حمل‌ونقل جاده‌ای نیز یکسری مقررات و قوانین برای عملکرد ایمن سیستم تعریف‌شده و اعمال قانون، یکی ابزارهای کنترل‌کننده جهت اطمینان از اجرای آن‌ها و مجازات در صورت عدم رعایت آن‌ها است؛ مانند تمامی مقررات و قوانین در جامعه انسانی، هراندازه میزان قانون پذیری بالا باشد، نیاز به کنترل و اعمال آن کمتر و بالعکس؛ و این بستگی به عامل انسانی دارد که چه نوع مقرراتی را وضع، چگونه اعمال و به چه میزان به قانون و مقررات اعتقاد داشته و آن را رعایت کند.

عضو هیئت‌علمی گروه عمران دانشگاه زنجان معتقد است: اعمال قانون فقط یک جنبه است و مهم‌تر از آن چرایی عدم رعایت قوانین است. تمرکز فقط بر روی اعمال قانون و افزایش جرائم بدون توجه به مقوله ارتقای قانون پذیری جامعه اگرچه شاید در کوتاه‌مدت پاسخ‌گو باشد ولی در بلندمدت بدون بهبود سطح قانون پذیری باعث ارتقا پایدار ایمنی سیستم حمل‌ونقل جاده‌ای نمی‌شود.

به گفته علیرضا خاوندی برای ارتقا سطح ایمنی اعمال قانون، باید تبعات و محرومیت‌های اجتماعی را در کنار جرائم مالی دید. اگرچه کم بودن سطح مالی نیز در کاهش کارایی روش‌های اعمال قانون بسیار تأثیرگذار است.

متن زیر ماحصل گفت‌وگوی ما با علیرضا خاوندی عضو هیئت‌علمی گروه عمران دانشگاه زنجان است

به‌طورکلی مفهوم ایمنی در حمل‌ونقل جاده‌ای شامل چه مباحثی می‌شود؟ و کدام ارگان دولتی یا نظارتی عهده‌دار تأمین ایمنی است؟

ایمنی «یا Safety در لغتنامه‌ها به معنی» آزاد از خطر ذکرشده و با این تعریف، در حمل‌ونقل جاده‌ای، ایمنی راه را می‌توان به معنی عدم وجود خطر درراه برای استفاده‌کنندگان بیان کرد. درواقع ایمنی راه حفظ جان انسان در سیستم حمل‌ونقل جاده‌ای است.

اگر از منظر سیستمی نگاه کنیم، مانند هر سیستمی، سیستم حمل‌ونقل جاده‌ای نیز هدفی دارد و اجزایی. هدف سیستم حمل‌ونقل جاده‌ای، جابه‌جایی ایمن و راحت است و اجزای آن انسان، راه و وسیله نقلیه و برای رسیدن به این هدف، ارتباط و اندرکنش درست ميان اجزای این سیستم یعنی انسان، وسيله نقليه بسیار مهم است و دراین‌بین «انسان» است که نقش تعامل گر و ایجادکننده تعادل و توازن بین اجزای سیستم را دارد و هراندازه این عامل انسانی، توانمندتر (از منظر درک و دانش) باشد، سیستم عملکرد صحیحی داشته و بهتر به هدف خود یعنی «جابه‌جایی راحت‌تر و ایمن‌تر» می‌رسد. البته وقتی از انسان صحبت می‌شود نباید فقط روی «راننده» متمرکز شد اگرچه نقش بسیار تعیین‌کننده دارد و یا سایر اجزا مثل راه یا وسیله نقلیه را کمرنگ کرد.

با این نگاه سیستمی، خیلی راحت می­توان ارگان‌ها و نهادهای درگیر را تعریف کرد. تمامی نهادهایی که در عملکرد هر یک از اجزا تأثیر دارند از نهادهایی که تأثیرگذار در تربیت و آموزش انسان‌های درگیر در سیستم حمل‌ونقل جاده‌ای مانند مدیران، مهندس راه، مهندس خودرو، پلیس، راننده، سرنشین، آموزش‌دهنده و... تا نهادهای مسئول در ساخت و نگهداری جسم راه و وسیله نقلیه و البته مانند هر سیستمی، باید وظایف و ارتباط بین نهادهای درگیر به‌طور دقیق مشخص‌شده باشد و یک‌نهاد راهبری داشته باشد که سیستم را به‌درستی هدایت کند.

با توجه به این موارد و ساختار حاکمیت در کشور می‌توان گفت که ایمنی موضوعی فرا بخشی بوده و بخش‌ها، نهادها و سازمان‌های مختلفی وجود دارند که هرچند عملکرد هرکدام از آن‌ها بر ایمنی تأثیرگذار است ولی برای رسیدن به سطح مطلوب، نیاز به هماهنگی و به‌عبارت‌دیگر یکپارچگی بین نهادها و سازمان‌ها است.

یکی از چالش‌های ایمنی و ترافیک مربوط به ناکارآمدی قانون و عدم تناسب مجازات با نوع تخلفات و جرائم ترافیکی است، نظر شما در این خصوص چیست؟

در خصوص این ابزار و به‌طورکلی تمامی ابزارهایی که در این خصوص تعریف شدند باید دقت شود که جایگاه و تأثیرگذاری آن به‌درستی تبیین شود.

قانون و مقررات در هر سیستمی برای ایجاد نظم و بهبود عملکردها تعریف می‌شود. در سیستم حمل‌ونقل جاده­ای نیز یکسری مقررات و قوانین برای عملکرد ایمن سیستم تعریف‌شده و اعمال قانون، یکی ابزارهای کنترل‌کننده جهت اطمینان از اجرای آن‌ها و مجازات در صورت عدم رعایت آن‌ها است.

مانند تمامی مقررات و قوانین در جامعه انسانی، هراندازه میزان قانون پذیری بالا باشد، نیاز به کنترل و اعمال آن کمتر و بالعکس؛ و این بستگی به عامل انسانی دارد که چه نوع مقرراتی را وضع، چگونه اعمال و به چه میزان به قانون و مقررات اعتقاد داشته و آنرا رعایت کند.

خیلی ساده بخواهم بگویم اعمال قانون فقط یک جنبه است و مهم‌تر از آن چرایی عدم رعایت قوانین است. تمرکز فقط بر روی اعمال قانون و افزایش جرائم بدون توجه به مقوله ارتقای قانون پذیری جامعه اگرچه شاید در کوتاه‌مدت پاسخ‌گو باشد ولی در بلندمدت بدون بهبود سطح قانون پذیری باعث ارتقا پایدار ایمنی سیستم حمل‌ونقل جاده‌ای نمی‌شود. هر دو موضوع یعنی قانون پذیری و اعمال قانون را باید باهم پیش برد.

برای ارتقا قانون پذیری باید ادراک جامعه از چرایی قوانین را آموزش داد تا خود قانون. ما معمولاً فقط قانون را بیان یا آموزش می‌دهیم ولی باید یعنی باید به شکل شفاف و درعین‌حال ساده چرایی وضع قوانین و مفاهیم آن به جامعه گفته شود و تبعات ناشی از عدم رعایت آن‌ها تا جامعه قانون را به‌عنوان یک مطلوب، درک کرده و بپذیرد نه یک اجبار بدون دلیل و برهان.

برای ارتقا سطح اعمال قانون، باید تبعات و محرومیت‌های اجتماعی را در کنار جرائم مالی دید. اگرچه کم بودن سطح مالی نیز در کاهش کارایی روش‌های اعمال قانون بسیار تأثیرگذار است.

به گفته برخی از کارشناسان توزیع نامناسب مسئولیت‌ها و تقسیم نادرست وظایف و اختیارات در بین ارکان حکومتی و دولتی (عدم وجود مدیریت واحد در ترافیک کشور) یکی دیگر دلایل عدم موفقیت صددرصدی در بخش ایمنی است، در این خصوص نظر شما چیست؟

همان‌گونه که گفتم، حمل‌ونقل جاده‌ای یک سیستم و برای دستیابی به هدف تعریف‌شده برای آن، نیاز به یکپارچگی اجزا و نیز ارتباط صحیح بین آن‌ها است. در خصوص مدیریت واحد و واژه علمی آن یعنی «یکپارچه» "integrated" نیز باید گفت که این موضوع خیلی خوب در کشور تبیین نشده است. ما معمولاً ضعف اساسی در تعریف مفاهیم و انتقال درست آن داریم. تقریباً تمامی دستگاه‌ها تصور دارند که هدف از یکپارچگی، واگذاری اختیارات یک دستگاه به دستگاه دیگر یا دخالت دستگاه‌ها در وظایف یکدیگر است و به همین خاطر مقاومت‌ها، دخالت‌ها و حتی در بعضی موارد شاید کارشکنی‌هایی در فعالیت‌های بین بخشی مشاهده می‌شود.

درحالی‌که منظور از یکپارچگی بین دستگاه‌ها این است که فعالیت‌های هر دستگاهی علاوه بر تلاش جهت دستیابی به اهداف تخصصی خود، باید در راستای یک سری اهداف عالی و کلان کشور نیز باشد و ایمنی جامعه نیز یکی از این اهداف است.

به‌عنوان‌مثال اگر در اهداف نظام آموزشی، یکی از اهداف تربیت نیروی انسانی توانمند و دارای ادراک از مقوله ایمنی نباشد، مطمئناً این خروجی در هر جایگاهی چه راننده، چه مدیر و چه مهندس در سیستم حمل‌ونقل جاده‌ای عملکرد مطلوبی نداشته و درنهایت منجر به شکست سیستم می‌شود.

لطفاً بفرمایید عدم توسعه زیرساخت‌های ترافیکی مناسب با توسعه شهرنشینی و افزایش تعداد وسایل نقلیه در بخش ایمنی چه جایگاهی دارد؟

واژه «توسعه» نیز از آن واژه‌هایی است که شاید به‌درستی معنی نشده است. آیا منظور از توسعه، افزایش تعداد یا طول یک زیرساخت است؟ آیا با ساخت زیرساخت‌های بیشتر مانند راه ما حتماً به توسعه می‌رسیم؟ این‌ها ایهاماتی است که معمولاً به‌نوعی در برنامه، ریزی‌ها هم مشخص است.

در توسعه راه به‌ویژه بر مبنای ایمنی دو نوع رویکرد در دنیا تعریف‌شده است: رویکرد توسعه فیزیکی زیرساخت‌ها و رویکرد مدیریت رفتار.

در رویکرد توسعه زیرساخت‌ها هدف گسترش فیزیکی طول و عرض راه است و در مدیریت رفتار، تغییر الگوها یا پارادایم‌های رفتاری مانند کاهش سرعت، تغییر مدهای حمل‌ونقل و ... رویکرد اول رویکرد سنتی محسوب می‌شود و رویکرد دوم با پیشرفت فناوری‌ها و نیز مباحث محیطی زیستی و توسعه پایدار پررنگ‌تر شده و می‌شود.

کشورها تجربیات متفاوتی در این خصوص دارند. معمولاً کشورهای توسعه‌یافته چون توسعه متوازن داشتند در ابتدا با رویکرد اول، شبکه راه‌ها را تکمیل و در مرحله بعد مدیریت رفتار را در اولویت یا در کنار رویکرد اول قراردادند.

در کشورهای درحال‌توسعه مانند کشور ما این موضوع به دلیل فقدان برنامه‌ریزی کلان و جامع متأسفانه مشخص نیست به‌تبع آن نمی‌توان هم در حوزه شهری و هم در برون‌شهری گفت به چه سطحی و نسبتی باید راه و معبر بسازیم، چه نوع راهی و با چه استانداردی بسازیم؟ آیا صرفاً با افزایش طول شبکه راه‌ها و معابر آن‌ها با هر سطح کیفی متناسب با تعداد وسایل نقلیه و به‌عبارت‌دیگر باعرضه متناسب با تقاضا، ایمنی افزایش می‌یابد؟

برای پاسخ به این سؤالات به مطالعات جامع نیاز است و به نظرم با توجه به محدودیت‌های منابع مالی و نیز پیشرفت فناوری‌های نوین و مدهای حمل‌ونقلی جدید، اینکه توسعه شبکه راه‌ها را فقط تنها چاره بهبود ایمنی بدانیم، منطقی نیست.

یکی از مسائل مهم در بخش ایمنی و ترافیک عدم فراگیری اهتمام در مسئولان نظام به مقوله ترافیک و عدم درک عوارض و جنبه‌های مختلف تأثیرگذاری آن بر فرهنگ، اقتصاد، سیاست کشور است در این خصوص چه دیدگاهی دارید؟

همان‌طور که گفتم عامل انسانی بسیار تأثیرگذار است و عدم درک و شناخت صحیح از مقوله ایمنی در عملکرد این عامل بسیار مهم است. در خصوص عدم اهتمام هم باید بگویم متأسفانه این ضعف در کل جامعه حتی در بین فارغ‌التحصیلان این رشته نیز مشاهده می‌شود. ما رفتار و تصمیم‌های پر ریسک از منظر ایمنی را در تمامی قشرهای جامعه و به‌تبع آن در مدیران هم می‌بینیم. از رفتار ساده‌ای مثل عبور از عرض خیابان تا فقدان نهاد راهبری. مطئنا این فقدان درک صحیح از ایمنی در اولویت‌دهی به مباحث ایمنی در سیاستگزاریها، برنامه‌ریزی‌ها و اولویت باندی‌ها تأثیرگذار بوده و خواهد بود.

در طی سال‌های اخیر کشور ما به چه میزان در بهبود ایمنی و ترافیک موفق بوده است؟

تلاش‌های خیلی مناسبی به‌ویژه از منظر مهندسی راه و اعمال قانون در کشور انجام‌شده است ولی هنوز باید خیلی کارها انجام شود، خیلی از روندها بهبود داده شوند مخصوصاً در حوزه ادراک افزایی جامعه - ما باید مقوله ایمنی را به سطح جامعه بکشانیم- حوزه دانش‌افزایی کارشناسان و مدیران و نیز در حوزه وسیله نقلیه.

اگر بر اساس روند تلفات جاده‌ای نگاه کنیم خوب روند کاهشی البته به‌غیراز دو سال اخیر داشتیم ولی بر اساس شاخص‌های بین‌المللی مانند شاخص تعداد تلفات در 100 هزار نفر متأسفانه شرایطمان اصلاً خوب نیست. این روند با توجه به تجربه این دو سال احتمال دارد بدتر نیز شود و نیز به اهتمام خیلی جدی است.

مقوله آموزش و درس‌های دانشگاهی به چه میزان می‌تواند در بهبود ایمنی راه‌ها مؤثر باشد؟

از منظر تخصصی، در دانشگاه، دروسی در این خصوصی برای دانشجویان حمل‌ونقل و راه و ترابری در مقطع ارشد و دکتری ارائه می‌شود و تا جاییکه اطلاع دارم در رشته پزشکی هم جدیداً در این خصوص کارهایی شده است ولی متأسفانه در این حوزه در رشته کارشناسی برای تربیت متخصصان اجرایی، درسی ارائه نمی‌شود. از آن مهم‌تر در خصوص موضوع ایمنی به‌صورت عام، سیستم آموزشی هیچ‌گونه برنامه‌ای برای افزایش درک درست جامعه از ایمنی ندارد. تک‌بعدی بودن سیستم‌های آموزشی و عدم توجه به موضوعات اجتماعی در بحث آموزش‌وپرورش و آموزش عالی باعث عدم درک درست از موضوعاتی مانند ایمنی در سطح جامعه می‌شود.


برچسب ها حمل و نقل ، راه
نام:
ایمیل:
* نظر:
r_sar دیگر اخبار گروه r_sar