مهدی چمران، رییس شورای شهر، احمد صادقی، رییس کمیته شفافیت شورای شهر و محمدصادق معتمدیان، استاندار تهران
زندگی در قوطی و خالجوش؛ چهره واقعی حریمنشینی در تهران

تهران دیگر فقط شهری برای زندگی نیست؛ برای بسیاری از خانوادهها، پایتخت به آخرین میدان نبرد برای بقا تبدیل شده است. در حریم خاکستری شهر، خانههایی از قوطی، خالجوش و مصالح بیدوام قد برافراشتهاند؛ سرپناههایی بیسند و بیامنیت که هر لحظه ممکن است زیر بار فقر، نابرابری و بیتوجهی فرو بریزند.
مرز باریک میان شهر و حاشیه
تهرانِ ۷۳۰ کیلومتر مربعی، هر روز میزبان بیش از ۱۴ میلیون نفر جمعیت است. از این میان، حدود ۹ میلیون نفر ساکن رسمی پایتختاند و بقیه در حریم شهر و نواحی پیرامونی زندگی میکنند. مدیرکل حریم شهر تهران چهار سال پیش هشدار داده بود که اگر برنامهای جامع برای این مناطق تدوین نشود، در آینده نزدیک ۲۰ درصد جمعیت کشور در حریم تهران ساکن خواهند شد.
امروز این هشدار به واقعیت پیوسته است. تهران به ظرفی شباهت دارد که جمعیت در آن فشرده میشود، اما راه خروجی برای فشار موجود نیست. مهدی چمران، رییس شورای شهر تهران، با انتقاد از نبود اختیار برای مدیریت این مناطق گفته بود: «اجازه دخالت نمیدهند؛ ساختمانها را ظرف یک هفته بالا میبرند و ما فقط نظارهگر میمانیم.»
زندگی روی خاک لرزان
در حاشیه شرقی تهران، در محدوده قیامدشت، هر روز بر شمار خانههایی افزوده میشود که بدون پروانه ساخت، سند رسمی یا نظارت فنی بنا میشوند. خیابانهای خاکی، نخالههای ساختمانی و دیوارهایی از قوطی و آهنهای جوشخورده چهره محله را شکل دادهاند.
چند ماه پیش، ریزش ساختمانی در همین منطقه بار دیگر نگاهها را متوجه این ساختوسازهای بیضابطه کرد. آتشنشانی اعلام کرد که محل حادثه در محدوده شهرستان پاکدشت و خارج از حوزه شهر تهران بوده است؛ با این حال، نیروهای امدادی برای نجات ساکنان بیوقفه تلاش کردند. علت ریزش، گودبرداری غیراستاندارد در مجاورت ساختمان اعلام شد.
خانههایی بیسند، بیقانون و بیامنیت
ساختمانهای ساختهشده در حریم تهران نه پایانکار دارند و نه سند رسمی. همین مسئله باعث شده تا هزاران خانواده با وجود آگاهی از ناایمن بودن خانهها، تمام سرمایه خود را برای خرید یا اجاره آن صرف کنند.
یکی از ساکنان قیامدشت میگوید: «از ازنا به تهران آمدیم چون کار نداشتیم. با پول فروش خانهمان فقط توانستیم اینجا یک خانه کوچک بخریم. محل کارم در ولیعصر است و هر روز شش ساعت در رفتوآمدم. بیشتر شبها دو شیفت کار میکنم تا خانوادهام در امان باشند؛ اما اینجا امنیتی نیست.»
در این مناطق، خانوادههای ایرانی و اتباع خارجی در کنار هم و با حداقل امکانات زندگی میکنند. خانههایی که در بسیاری از موارد روی زمینهای زراعی، اراضی ملی یا طرحهای شهری بنا شدهاند و هر لحظه خطر تخریب بر فراز آنها سایه میاندازد.

ساختوساز بیضابطه؛ میراث اختلاف نهادی
مهدی چمران در یکی از اظهارات خود با لحنی انتقادی گفت: «با قوطی و خالجوش ساختمان میسازند، رکورد هنری است!» او معتقد است که نبود مدیریت واحد در حریم تهران، عامل اصلی این وضعیت است.
در حریم شهر، چند نهاد از جمله دهیاریها، بخشداریها و سازمانهای محلی دخالت دارند، اما هیچکدام پاسخگوی مستقیم نیستند. این چندپارگی مدیریتی موجب شده نظارت ساختوساز از کنترل خارج شود و زمینخواران از این خلأ قانونی نهایت استفاده را ببرند.
احمد صادقی، رییس کمیته شفافیت شورای شهر تهران، نیز در همین باره گفته بود: «لغو مدیریت یکپارچه حریم تهران باعث شده زمینخواران بتوانند اراضی زراعی را تغییر کاربری دهند و به ساختوسازهای غیرقانونی بپردازند. این روند موجب از بین رفتن فضای سبز و اکوسیستم طبیعی اطراف تهران شده است.»
پیامدهای اجتماعی و زیستمحیطی حریمنشینی
رشد افقی شهر و گسترش بیرویه حریمنشینی، مرز تنفسی تهران را از میان برده است. حریمی که باید نقش سپر حفاظتی میان محیط شهری و طبیعت را ایفا کند، اکنون به محل تراکم جمعیت و فاضلاب، پسماند و ساختمانهای ناایمن تبدیل شده است.
به گفته چمران، حریم شهر در اصل «فضایی برای تنفس تهران» بود، اما حالا به منبع آلودگی و ناامنی بدل شده است.
کارشناسان شهری معتقدند این روند، نهتنها نظم کالبدی پایتخت را برهم زده بلکه موجب شکلگیری بافتهای بیدفاع شهری در اطراف تهران شده است. در مناطقی چون قیامدشت، خاورشهر، خلازیر و احمدآباد مستوفی، خانهها آنقدر نزدیک محدوده رسمی شهر ساخته شدهاند که تشخیص مرز میان تهران و روستا دشوار است.
بحران خدمات و زیرساختها
ساختمانهای بیمجوز در حریم شهر از خدمات رسمی مانند مدرسه، بیمارستان و حملونقل عمومی بیبهرهاند. محمدصادق معتمدیان، استاندار تهران، گفته است: «جبران عقبماندگیها در دستور کار دولت است؛ از جمله نهضت مدرسهسازی برای رفع کمبود ۱۳ هزار کلاس درس در استان تهران.»
با این حال، در بسیاری از محلههای حاشیهای، حتی دسترسی به آب و برق هم به صورت غیرقانونی انجام میشود و هر لحظه خطر حادثه وجود دارد.
زهرا، دانشآموز پایه یازدهم یکی از مدارس فنی، میگوید: «در محله ما هنرستان نیست. هر روز باید کیلومترها راه بروم تا به مدرسه برسم. وقتی فهمیدیم خانهمان سند ندارد، دیگر حتی جرات اعتراض هم نداریم. میترسیم بولدوزر از روی خانهمان رد شود.»
تهرانِ بینفس
گسترش حریمنشینی در اطراف پایتخت، پیامدهایی فراتر از محدوده سکونتگاهها دارد. افزایش جمعیت در حریم شهر باعث فشار بر منابع حیاتی از جمله آب و انرژی شده است. بر اساس آمار رسمی، مصرف آب شرب در استان تهران پنج برابر میانگین کشور است.
افزایش بار جمعیتی، ساختوساز غیرایمن، کاهش فضاهای سبز و آلودگی فزاینده، همه نشانههایی است از شهری که به مرز خفگی رسیده است.



