سخنرانی مریم یوسفی معمار در بیست و دومین اجلاس سازندگان و طراحان کشور
معماری در عرصه میان؛ بازتعریف رابطهی انسان و طبیعت از تهران تا گیلان
معماری در عرصه میان؛ بازتعریف رابطهی انسان و طبیعت از تهران تا گیلان مریم یوسفی، معمار دفتر «زمینه»، از تجربههای حرفهای خود در بازخوانی نسبت معماری و طبیعت میگوید؛ از باملند و پروژههای بیمارستانی کویری تا تلاش برای احیای ارتباط دیرین سکونتگاههای گیلان با زیستبوم منحصربهفرد شمال ایران. در نگاه مریم یوسفی، معماری باید در مرزی میان طبیعت و انسان شکل بگیرد؛ جایی که نه طبیعت حذف شود و نه نیازهای انسان امروز نادیده. این نگرش، دفتر معماری او را به سوی پروژههایی برده که در آنها زمین، اقلیم و زیستپذیری اجتماعی نه فقط محدودیت، بلکه سرچشمهی امکان و تخیل است. همیشه این پرسش برای ما مطرح بوده که موضع ما نسبت به طبیعت چیست؟ ما باور داریم نوع نگاه به طبیعت مستقیماً فضا و معماری را شکل میدهد و اگر این نسبت دوباره تعریف شود، کیفیتهای تازهای برای زیست انسانی پدید میآید. در بسیاری از نقاط ایران معماری و طبیعت دو قطب مخالف در نظر گرفته شدهاند اما ما فکر میکنیم انسان هم بخشی از طبیعت است و اثر او ـ یعنی معماری ـ میتواند با طبیعت همسو باشد، نه مخرب آن. این رویکرد، عرصهای میان طبیعت و معماری میسازد؛ عرصهای منعطف، پیچیده و غیرقابلپیشبینی که اتفاقاً امکان تخیل، تجربه و زندگی را گسترش میدهد. ما در پروژههای مختلف تلاش کردیم این «عرصه میان» را عملی کنیم؛ از پروژه تجاری در حاشیه دریاچه چیتگر که با شکستن الگوی متداول مراکز تجاری، فضاهای اجتماعی و جمعی را در دل لندسکیپ فعال کرد، تا پروژه بیمارستانی نیکآباد در یکی از خشکترین اقلیمها که تبدیل به قلب تپنده شهری محروم شد و طبیعت نیمهجان اطرافش را با راهکارهای بومی دوباره زنده کرد. اما نقطه تمرکز اصلی ما گیلان است. سرزمینی که در آن معماری همیشه در گفتوگو با طبیعت بوده و همین تعامل، هویت فضایی آن را شکل داده است. امروز این نسبت دچار تغییر شده و کیفیتهای گذشته در حال کمرنگ شدن است، در حالی که نیازهای انسان امروز هم قابلانکار نیست. پس پرسش ما این شد: آیا میتوان با بازتعریف نسبت معماری و طبیعت، معماری تازهای در گیلان ساخت که هم به زیستبوم وفادار باشد و هم پاسخگوی نیازهای معاصر؟
پروژههایی نظیر اقامتگاههای کوچکمقیاس اکولوژ، مجموعه فرهنگی چهل ستون و طرح بازآفرینی بام سبز لاهیجان، تلاشهایی در همین مسیرند؛ تلاش برای پیوند دوباره زندگی شهری با طبیعت، حذف مرزهای سخت، تقویت تجربه جمعی و بازگرداندن اصالت و نشاط به محیط.
طبیعت گیلان شکننده است اما فرهنگ و آگاهی این استان توانسته آن را تا امروز زنده نگه دارد. ما امیدواریم با یافتن زبان نوین معماری در گیلان و با تأکید بر این نسبت حیاتی، بتوانیم آیندهای پایدارتر و انسانیتر برای این سرزمین تصور کنیم.




