
درحالیکه بحران منابع و بازاندیشی در شیوههای ساخت، به یکی از دغدغههای اصلی معماری معاصر تبدیل شده، پروژه پاویون دانمارک در بینال معماری ونیز ۲۰۲۵ با کیوریتوری سورن پیلمن، نگاه تازهای به مفهوم «ماده» و نقش آن در معماری ارایه میدهد؛ نگاهی که معماری را نه محصول فرم، بلکه فرآیندی آگاهانه و مبتنی بر شنیدن صدای مصالح میداند.
جهـانبینی پیلمن؛ دیدنِ ماده نه بهعنوان یک چیز، بلکه بهعنوان یک فرآیند
در مستند Make Materials Matter ، بیننده با معماری روبهرو میشود که جهان را نه مجموعهای از اشیا، بلکه رشتهای از فرایندها و نیروهای پنهان میبیند. سورن پیلمن، بنیانگذار Pihlmann Architects، با لحنی آرام اما پیگیر، مصالح را موجوداتی حامل تاریخ، حافظه و امکان توصیف میکند.
پیلمن معتقد است که برای تصور آینده باید نخست «موجود» را بفهمیم؛ نه بهعنوان باقیماندهای از گذشته، بلکه بهعنوان یک کلِ پویا که میتواند خود را بازپیکربندی کند.
در این نگاه، ماده صرفا وسیله نیست؛ شریک گفتوگو است. بتن با تنشهایش حرف میزند، خاک با لایههایش داده میدهد و آجر با فرسایشش روایت میکند. وظیفه معمار آن نیست که فرم را بر ماده تحمیل کند، بلکه باید امکان شنیدن این صداها را فراهم آورد؛ امری که بهطور عمیق به فلسفه ادراک و ذهن گره میخورد. معماری در جهان پیلمن، یک عمل ذهنی است: شیوهای از دیدن و کشف کردن.

پاویون دانمارک؛ آزمایشگاهی که موجود را بیدار میکند
چنین جهانبینیای در پروژه کیوریتوری پاویون دانمارک در بینال معماری ۲۰۲۵ به اوج خود میرسد. نمایشگاه با عنوان Build of Site نه یک چیدمان وارداتی، بلکه مداخلهای واقعی در ساختمان موجود است؛ پروژهای که از ابتدا تا انتها بر پایه این پرسش شکل گرفت: چگونه میتوان بهجای ساختنِ تازه، به موجود کمک کرد تا خودش را دوباره پیکربندی کند؟
در طول هفده ماه، تیم پیلمن پاویون تاریخی را همانند یک موجود زنده گشودند: خاکها از کف استخراج شد و دوباره مورد مطالعه قرار گرفت؛ پنجرهها از جای خود خارج و با آرایش جدید بازتعریف شدند؛ قطعات بتن و آجر که سالها در دل ساختمان مانده بودند، شکافته، آزموده و در ترکیبهای تازه استفاده شدند. هیچچیز بیرون آورده شده، حذف نشده؛ فقط امکانات پنهان آن دوباره فعال شده است.
این فرایند نه براساس طرحی قطعی، بلکه با پذیرش عمدی عدمقطعیت انجام شد. هر کشف تازه مسیر کار را تغییر میداد. پیلمن میگوید: «در یک وضعیت بینابینی در تاریخ معماری هستیم. نمیتوانیم منتظر بمانیم. باید هم بسازیم و هم آزمایش کنیم.» پاویون دقیقا همین وضعیت را مجسم میکند: یک کارگاه زنده که لحظهبهلحظه طراحی میشود.
ماده بهعنوان قهرمان؛ وقتی معماری از دل واقعیت سربرمیآورد
فیلم Make Materials Matter همزمان با بازسازی پاویون، بهخوبی نشان میدهد که مصالح چگونه از جایگاه ابژههای خام بیرون آمده و تبدیل به «بازیگران اصلی» معماری میشوند. تصاویر کلوزآپ از بتنهای شکافته، خاکهای جابهجا شده و چوبهای دوبارهپرداختشده، بیانگر یک فلسفه روشن است: زیبایی ساخته نمیشود؛ کشف میشود.
پیلمن بر ارزش «رد گذر زمان» در مصالح پافشاری میکند. آنچه بسیاری از پروژهها پنهان میکنند، فرسودگی، شکستگی، زخمهای ساخت و تاریخ استفاده، در اینجا تبدیل به بخشی از تجربه فضایی میشود. معماری بر پایه حقیقت مصالح شکل میگیرد، نه بر اساس ایدهآلسازیهای دیجیتال.
این نوع نگاه، فقط یک انتخاب زیباشناسانه نیست؛ پاسخ مستقیمی به بحران منابع است. فیلم با اشاره به آماری تکاندهنده آغاز میشود: صنعت ساختوساز ۵۰ درصد مواد خام جهان را مصرف میکند و ۵۵ درصد زبالهها را تولید. پیلمن معتقد است هر ایدهای که در این حوزه موثر باشد، جهان را بهتر میکند. بنابراین بازآفرینی مصالح، نه فقط اخلاقی بلکه ضرورتی حرفهای است.

تجربهگرایی عملگرایانه؛ معماری در مقام اندیشهای که ساخته میشود
پیلمن معماری را فعالیتی میان ذهن و ساخت تعریف میکند. او هشدار میدهد که اگر معماری فقط در سطح ایده بماند، تبدیل به خیالپردازی میشود؛ و اگر فقط ساخت باشد، به تکرار الگوهای فرسوده میافتد. بنابراین پروژههای او همیشه در وضعیت «دوگانه» عمل میکنند:
- در مقام اندیشه: بازاندیشی در چیستی ماده و نقش آن
- در مقام ساخت: مداخله عملی، آزمون، خطا و تکرار
پاویون دانمارک که کف آن تقویت و برای کاربریهای آینده آماده شده، نشان میدهد که حتی پروژههای پژوهشی نیز میتوانند به بهبود واقعی سازه و کاربری کمک کنند. این همنشینی پژوهش و اجرا، جوهره رویکرد پیلمن است؛ معماریای که در آن ذهن و ماده بهطور همزمان عمل میکنند.
از معماری به فلسفهِ ذهن؛ ساختمانِ آگاه
در جمعبندی این دو روایت، جهانبینی پیلمن بهعنوان یک «فلسفه ذهنیِ معماری» قابل خوانش است. او پیشنهاد میدهد که ساختمانها را نه بهعنوان اشیایی بیجان، بلکه بهعنوان سیستمهایی زنده و واکنشمند ببینیم؛ سیستمهایی که میتوانند با کمک معمار، خود را بازتعریف کنند. در این نگاه:
- هر ماده حامل حافظه است.
- هر ساختمان یک توده ایستا نیست؛ بلکه فرآیندی جاری است.
- هر بازسازی فرصتی برای شناخت عمیقتر جهان مادی است.
- هر پروژه معماری، مکالمهای است میان ذهن طراح و هوشمندی پنهان ماده.
و نتیجه آن نوعی از معماری است که نه از خیال آغاز میشود و نه از فقدان ماده؛ بلکه از گوش سپردن به آنچه همین حالا وجود دارد، حاصل میگردد.




