
از نخستین نمایش فیلم در پاریس ۱۸۹۵ تا خاموشی تدریجی سالنهای لالهزار، سرنوشت سینماهای قدیمی جهان روایت مشترکی از شکوه، افول و مقاومت فرهنگی است. در حالی که حدود یکسوم سینماهای تاریخی پاریس هنوز فعالاند و نقشی حیاتی در زنده نگهداشتن سینمای مستقل ایفا میکنند، سینماهای خاطرهساز تهران یکی پس از دیگری به انبار، خرابه یا قربانی حریق بدل شدهاند؛ سالنهایی که روزگاری قلب تپنده زندگی شهری و حافظ هویت فرهنگی ما بودند و امروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند بازاندیشی و احیای دوبارهاند.
به قلم ترانه یلدا، معمار و شهرساز:
کشور ما که روزی با یکچهارم جمعیت امروزش ۵۷۱ سینما داشت، امروز با وجود آمدن ۸۰ درصد جمعیتش به شهرها ـ و سه برابر شدن این جمعیت طی چند دهه اخیر ـ به تنها ۳۲۰ سینما رسیده که نیمی مخروبه و نیمی دیگر در مالهای تجاری نامربوطی در طبقات جا گرفتهاند تا صاحب مال مالیات ندهد.
تولد سینماهای قدیمی جهان به کمی قبل از قرن بیستم میلادی بازمیگردد. اولین نمایش فیلم در پاریس روی پرده نقرهای در سال ۱۸۹۵ است و فوری بعد از آن سینماها در همه جای اروپا باز میشوند و دستهدسته تماشاگران شهری را به خود جذب میکنند. بهتدریج تعداد سینماها فزونی میگیرد و به ۲۰۰ سینما میرسد و اگرچه رفتن به سینما در طول قرن گذشته، همچنان که در همه دنیا کمکم افول میکند و به نصف آن تعداد میرسد، اما هنوز حدود یکسوم سینماهای قدیمی پاریس فعالاند و بهطور مستقل نقشی حیاتی را در زندگی حرفهای فیلمسازان بازی میکنند؛ همانطور که در گذشته فیلمسازانی چون ژان کوکتو و فرانسوا تروفو محبوبیت خود را مدیون همین سینماها بودند. سینماهایی مثل پانتئون، لو شامپو و لاپاگود، سینماهای قدیمی سرپا و زندهای هستند که همه نوع آدمی از دانشجو تا رئیسجمهور فرانسه را به خود جذب میکنند، زیرا از ابتدا موج نوی سینمای فرانسه و جهان ـ ژانلوک گدار، آلن رنه، ملویل و اینگمار برگمن ـ را به جهان معرفی کردند. این سینماها با ساختمانها و معماری زیبایشان هنوز جاذبه زیادی دارند و با نشان دادن شاهکارهای تاریخ سینما اهمیت خود را حفظ کردهاند و فیلمهای هنری و تاریخیشان هرگز برای قشر هنرمند کهنه نمیشود. سینماهای قدیمی گاهی برنامههای هفتگی یا فیلم برای بچهها برگزار میکنند و سعی میکنند به انواع حیل مشتریان مخصوص خود را داشته باشند. بسیاری از این سینماها بهعنوان اثر ملی ثبت میراث کشور فرانسه شدهاند، زیرا خاطرات شهر طی سالیان را در خود مستتر دارند. گاه در سالنهای این سینماها کنسرت یا نمایش تئاتر هم برگزار میشود.
در ایران نیز همین وضعیت افول نسبی را برای سینماهای قدیمیمان داشتهایم. بسیاری از سینماها مثل سینما رکس یا سینما رادیوسیتی در اوایل انقلاب به آتش کشیده شدند و برای مدت بسیار طولانی ارتباط سینمای ما با سینمای جهان قطع شد، اگرچه به هر حال برای جشنواره سینمای فجر هر سال چند فیلم خارجی هم به مسابقه راه داده میشدند. سینماهای لالهزار از اواخر سالهای دهه ۶۰ تکتک بسته شدند و امروز، اگرچه بهطور معجزهآسایی هنوز تخریب نشدهاند، اما سالهاست از آنها بهعنوان انبار وسایل الکتریکی استفاده میشود و درحالی که پیشبینیهای لازم برای اطفای حریق را ندارند، دائم نیز ـ گویا عمدی ـ دچار حریق میشوند تا صاحبان جدید پولی از بیمه بگیرند و شاید یک مال جدید برای وسایل برقی و چراغ بسازند. متأسفانه آن همه فیلم درجهیک که در طول قرن گذشته در ایران ساخته شد، امروز دیگر محلی برای نمایش سراغ ندارد و ناچار است دیر یا زود به دست فراموشی سپرده شود. این در حالی است که ما همواره در ایران سینمایی شکوفا داشتهایم و مردمی سینمارو؛ که هنوز هم اگر سینماهای قدیمی لالهزار برایشان مرمت و روبهراه شوند و فیلمهای خوبی برایشان نمایش داده شود، مثل سالهای ۳۰ و ۴۰ خیابان لالهزار از جمعیت مشتاق بند خواهد آمد.
متأسفانه کشور ما که روزی با یکچهارم جمعیت امروزش ۵۷۱ سینما داشت، امروز با وجود آمدن ۸۰ درصد جمعیتش به شهرها ـ و سه برابر شدن این جمعیت طی چند دهه اخیر ـ به تنها ۳۲۰ سینما رسیده که نیمی مخروبه و نیمی دیگر در مالهای تجاری نامربوطی در طبقات جا گرفتهاند تا صاحب مال مالیات ندهد. جایی خواندم: «امروز سینماهایی که هویت فرهنگی ما را ساختهاند را رها کردهایم و تیشه به ریشه لالهزاری زدهایم که هنر و فرهنگ با آن عجین شده بود.» در خیابان زیبای لالهزار که به شانزهلیزه تهران معروف بود، سینما «کریستال» در سال ۱۳۲۴ با گنجایش ۶۶۰ نفر و دو سالن، در تقاطع خیابان لالهزار و جمهوری به اکران فیلمهای هنری میپرداخت. سینما «متروپل» در سال ۱۳۲۵ با اکران فیلم «نگهبان مبارز» فعالیتش را آغاز کرد. این سینمای قدیمی تهران در سال ۱۳۸۷ تعطیل شد؛ آخرین یادگاری بهجا مانده از آن، صحنههایی از فیلم «متروپل» مسعود کیمیایی است. همین هفته گذشته سینما ایران با گنجایش ۱۲۰۰ صندلی را آتش زدند؛ در حالی که همین سینماهای قدیمی، اگر تعمیر شده و نقشههای جدید برایشان کشیده شود، میتوانند در مرکز فرهنگی تهران، در حوالی خانه فرهنگی اتحادیه (معروف به خانه تهران) و خانه شهر (یا عمارت بلدیه جدید) که فعالیت خود را بهتازگی آغاز کرده است، باز هم دستهدسته شهروندان تهرانی را برای اوقات فراغت فرهنگی به سمت خود جذب کنند. باید دوباره گشتوگذار در شهر را با سینما رفتن همراه کنیم و از شهرهای عزیزمان لذت ببریم.



