سخنرانی اشکان قانعی معمار در بیست و دومین اجلاس سازندگان و طراحان کشور
معماری، سری که درد می کند اما نمی شود برایش دستمال بست
روایت صریح و بدون تعارف اشکان قانعی از ده سال تجربه میدانی در رشت و اصفهان؛ از بازآفرینی شهری تا نبرد با پروژههای رهاشده، از جابهجایی مجسمه میرزا کوچک تا جراحی یک پاساژ تاریک در دل بافت تاریخی.
اشکان قانعی معمار در این رویداد گفت: ما در معماری با دردی طرفیم که نه میشود نادیدهاش گرفت و نه میشود برایش مرهم فوری پیدا کرد. این سردردها همان روزی شروع شد که قدم گذاشتیم در ساختمان شهرداری رشت؛ همانجا که فهمیدیم معماری فقط طراحی نیست، نشستن پای حرف مردم است، از شرق تا غرب شهر. کاری که گاهی با یک اتاق کوچک در کاروانسرای محتشم شروع میشد و به پروژههای چندساله میرسید.
او سپس سراغ تجربهای بسیار چالشبرانگیزتر میرود: پروژهای در شمال میدان عتیق اصفهان که از سال ۱۳۸۰ چندین گروه و سرمایهگذار روی آن کار کرده بودند و شکست خورده بودند. بافت تاریخی اطراف میدان تخریب شده بود و سازه جدید به دلیل پاساژ طلافروشها، ارتفاع ۲٫۸۰ و تاریکی مطلق یک «سیاهچاله» شهری شده بود. وقتی تیم قانعی وارد شد، ۶۰ درصد پروژه پیشرفت داشت اما هیچ چشماندازی برای احیایش وجود نداشت.
او توضیح میدهد که چگونه با یک تصمیم سخت پروژه را «جراحی» کردند؛ پنج هزار متر بنا را بریدند، بازشو و نورگیر ایجاد کردند، تیمچهها را بازتعریف کردند، ستونها را بریدند و فضا را دوباره زنده کردند. نتیجه، بازآفرینی چهار طبقه تجاری بود که امروز در مراحل نهایی افتتاح قرار دارد و همزمان موجب بهبود گذرها و رونق محله شده است.
قانعی میگوید معماری ایران در مقیاس کلان روزهای خوبی ندارد، اما در برخی کوچهها هنوز میشود صدای عروسی شنید. او با اشاره به نمونههایی مثل کتابخانه مرکزی اصفهان یا میدان عتیق تأکید میکند که هرچند پروژههای بزرگ همیشه موفق نیستند، اما معماری هنوز میتواند در مقیاس محله و پروژههای حساس شهری اثر واقعی بگذارد.




