نظام مهندسی
پرطرفدار
صما تحلیل می‌کند:

تفویض اختیار تعرفه نظام مهندسی به استانداران؛ گامی به سوی عدالت استانی یا آغاز پراکندگی و بی نظمی

خلاصه اجرایی:
وزیر راه و شهرسازی در اقدامی که می‌توان آن را تحولی ساختاری در نظام حکمرانی صنعت ساختمان ایران ارزیابی کرد، طی بخشنامه‌ای به تاریخ ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ به شماره ۴۴۰۸/۱۰۰/۰۲، اختیارات مهمی را در حوزه نظام مهندسی ساختمان به استانداران سراسر کشور تفویض نمود. این اقدام که در راستای سیاست کلی دولت مبنی بر تمرکززدایی و واگذاری اختیارات اجرایی به مدیران استانی انجام شده، صرفا یک تغییر اداری یا تکنیکی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از یک چرخش سیاستی عمیق در شیوه حکمرانی این حوزه و تلاشی برای تطبیق سیاست‌گذاری با واقعیت‌های متغیر و بعضا بحرانی اقتصاد ساخت‌وساز در کشور است.

پیشینه: نظام متمرکز ابلاغ تعرفه و چرایی تغییر

تا پیش از این بخشنامه، فرآیند سالانه تعیین تعرفه خدمات مهندسی ساختمان به این شکل بود که وزارت راه و شهرسازی، بر اساس بند «ذ» ماده ۱۱۶ آیین‌نامه اجرایی قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان، هر ساله دستورالعمل تعرفه را به صورت یکپارچه از مرکز ابلاغ می‌کرد. سازمان نظام مهندسی ساختمان کشور نیز این ابلاغیه را برای اجرا به تمام استان‌ها می‌فرستاد.

این رویه دهه‌ها جریان داشت و نوعی نظم و یکپارچگی در بازار ایجاد کرده بود؛ اما به‌تدریج به یک «چارچوب سخت و کم‌انعطاف» تبدیل شد. تعرفه‌ای که در پایتخت یا کلان‌شهرها معنا داشت، بدون تعدیل، به استان‌هایی با شرایط اقتصادی کاملا متفاوت تعمیم داده می‌شد. نتیجه این وضعیت، در بسیاری از مناطق، نه تقویت خدمات مهندسی، بلکه شکل‌گیری رفتارهای دورزننده، کاهش انگیزه حرفه‌ای و صوری شدن برخی خدمات بود.

دو آسیب مزمن در این نظام تکرار می‌شد:

  • نخست، تاخیر در ابلاغ: تعرفه‌های جدید با هفته‌ها یا ماه‌ها تاخیر از ابتدای سال به دست استان‌ها می‌رسید و صنعت ساختمان در خلأ تعرفه‌ای عمل می‌کرد.
  • دوم، یکسان‌انگاری ناعادلانه: اعمال نرخ‌های شبه‌یکسان برای استان‌هایی با تفاوت‌های فاحش در هزینه ساخت، نرخ تورم، دسترسی به امکانات و جمعیت مهندسان، عدالت درآمدی میان مهندسان کشور را مخدوش می‌ساخت.

در سال ۱۴۰۴، وزارت راه و شهرسازی گامی اولیه برداشت و اختیار تصویب نهایی تعرفه استانی را به استانداران تفویض کرد. سرپرست وقت سازمان نظام مهندسی، امین مقومی، این اقدام را با هدف «تصمیم‌گیری به موقع و اجرای تعرفه همزمان با آغاز سال جدید» اعلام کرد. اکنون در سال ۱۴۰۵، این تفویض اختیار به موضوعات ساختاری‌تری چون سقف اشتغال مجاز و نظام‌نامه خدمات نیز گسترش یافته است.

متن بخشنامه؛ چهار اختیار محوری

بخشنامه وزیر فرزانه صادق چهار اختیار اصلی را به استانداران تفویض کرده است:

  1. تایید قیمت‌گذاری خدمات مهندسی استان: بر اساس مبانی ابلاغی وزارت و پیشنهاد هیأات چهار/پنج نفره استان، در کلیه رشته‌ها و خدمات.
  2. تایید حداکثر تعداد شخص حقیقی مجاز به کار: در بخش‌های طراحی، نظارت، اجرا، آزمایشگاه و خدمات، بر اساس پیشنهاد هیات مدیره سازمان نظام مهندسی استان و تصویب هیات چهار/پنج نفره.
  3. تایید افزایش ظرفیت اشتغال تا ۲۰ درصد: برای رشته‌هایی که با کمبود مواجه‌اند، با اولویت مناطق محروم و خارج از مرکز استان.
  4. تایید نظام‌نامه خدمات مهندسی استان: بر اساس چارچوب ابلاغی وزارت، با اولویت شفاف‌سازی و خروج سازمان‌ها از روابط مالی میان خدمات‌دهندگان و خدمات‌گیرندگان.

بستر اقتصادی؛ چرا زمان‌بندی این تصمیم حیاتی است

این بخشنامه در خلأ اتخاذ نشده است. صنعت ساختمان ایران در سال ۱۴۰۵ با مجموعه‌ای از فشارهای هم‌زمان دست‌وپنجه نرم می‌کند: رکود در ساخت‌وساز، کاهش قدرت خرید، افت سرمایه‌گذاری بخش خصوصی، افزایش هزینه‌های تولید و نااطمینانی ناشی از تحولات منطقه‌ای. آسیب‌هایی که به صنایع بالادستی مانند فولاد و مصالح ساختمانی وارد شده، چه به‌دلیل محدودیت‌های انرژی، چه در نتیجه اختلالات ناشی از تنش‌های ژئوپلیتیکی، به‌طور مستقیم هزینه تمام‌شده ساخت را افزایش داده است.

در چنین فضایی، هر تصمیمی که بر یکی از مولفه‌های هزینه‌ای اثر بگذارد، به‌سرعت در کل زنجیره ساخت‌وساز بازتاب پیدا می‌کند. این واقعیت، اهمیت تصمیم‌گیری دقیق درباره تعرفه‌گذاری را دوچندان می‌کند؛ چرا که تعادل میان «واقعیت‌های اقتصادی بازار ساخت» و «الزامات فنی، ایمنی و حرفه‌ای»، در شرایط تورم بالا و نااطمینانی اقتصادی، بیش از هر زمان دیگری شکننده و حیاتی است.

مزایای این رویکرد؛ پنج نقطه قوت

۱. تنظیم هوشمند منطقه‌ای به جای سیاست یکسان‌نگر

استان‌ها بهتر از هر نهاد مرکزی از وضعیت واقعی بازار خود آگاهند: از سطح تقاضا گرفته تا توان مالی کارفرمایان و دسترسی به نیروی متخصص. این شناخت می‌تواند به تعیین تعرفه‌هایی منجر شود که هم برای مهندسان قابل‌قبول باشد و هم برای بازار ساخت‌وساز قابل‌تحمل، مفهومی که در بسیاری از نظام‌های اقتصادی پیشرفته، جایگزین سیاست‌های یکسان‌نگر شده است.

۲. حل مشکل تاخیر تاریخی در ابلاغ

یکی از چالش‌های مزمن صنعت ساختمان، ابلاغ دیرهنگام تعرفه‌ها بود که گاه تا میانه سال ادامه می‌یافت. تفویض اختیار به استانداران امکان می‌دهد تعرفه‌ها با آغاز سال جدید و با سرعت بیشتری اجرایی شوند.

۳. توجه ویژه به مناطق محروم

بند سوم بخشنامه امکان افزایش ظرفیت اشتغال تا ۲۰ درصد را با اولویت «مناطق محروم و خارج از مرکز استان» پیش‌بینی کرده است. این رویکرد پاسخی به معضل کمبود مهندس در مناطق دورافتاده کشور است.

۴. ارتقای مسئولیت‌پذیری نهادهای استانی

تا پیش از این، بسیاری از تصمیمات کلیدی در مرکز اتخاذ می‌شد و سازمان‌های استانی بیشتر در جایگاه مجری قرار داشتند. اکنون، با انتقال اختیار، این نهادها باید به‌طور مستقیم در قبال پیامدهای تصمیمات خود پاسخگو باشند. این تغییر، در صورت همراهی با شفافیت و نظارت موثر، می‌تواند به بلوغ نهادی و حرفه‌ای در سطح استان‌ها کمک کند.

۵. شفاف‌سازی جریان مالی

تاکید صریح بخشنامه بر «خروج سازمان‌ها از روابط مالی میان خدمات‌دهندگان و خدمات‌گیرندگان» نشانه‌ای از اراده سیاسی برای حل یکی از کهنه‌ترین انتقادات وارد به سیستم تعرفه‌گذاری نظام مهندسی است.

چالش‌ها و اشکالات جدی؛ هفت نقطه ضعف

۱. خطر «رقابت کاهشی» میان استان‌ها

خطرناک‌ترین سناریوی این سیاست آن است که کاهش تعرفه به ابزاری برای جذب پروژه و حفظ جریان ساخت‌وساز تبدیل شود. در شرایطی که بازار با رکود و کمبود نقدینگی مواجه است، سازندگان و سرمایه‌گذاران تمایل دارند هزینه‌های خود را به حداقل برسانند و تعرفه خدمات مهندسی یکی از نخستین اهداف این فشار خواهد بود. این «رقابت کاهشی» اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت به تحرک نسبی بازار کمک کند، اما در بلندمدت به تضعیف جایگاه حرفه مهندسی و افت کیفیت خدمات منجر می‌شود.

۲. پیوند مستقیم تعرفه پایین با افزایش ریسک‌های ایمنی

تجربه‌های گذشته نشان داده که کاهش غیرمنطقی تعرفه‌ها، به‌سرعت خود را در قالب افزایش تعداد پروژه‌های تحت نظارت هر مهندس، کاهش دقت در طراحی و نظارت، و در نهایت افزایش ریسک‌های فنی و ایمنی نشان می‌دهد. این چرخه معیوب، پیامدی فراتر از صنعت ساختمان دارد و به ایمنی عمومی ساختمان‌های کشور مربوط می‌شود.

۳. تشتت تعرفه‌ای و مهاجرت مهندسان

اگر هر استان با توجه به توازن قوای محلی تعرفه‌ای جداگانه تصویب کند، فاصله تعرفه‌ای میان استان‌ها می‌تواند به حدی برسد که انگیزه مهاجرت مهندسان از استان‌های با تعرفه پایین به استان‌های با تعرفه بالا تشدید شود. استان تهران که پیش‌تر هم بیشترین تمرکز نیروی مهندسی را داشت، در این سناریو جذابیت بیشتری پیدا خواهد کرد.

۴. ناهمگنی ظرفیت حکمرانی در استان‌ها

همه استان‌ها از نظر ظرفیت نهادی، شفافیت تصمیم‌گیری و مقاومت در برابر فشارهای بیرونی در یک سطح نیستند. موفقیت این سیاست به‌شدت وابسته به کیفیت حکمرانی محلی است، عاملی که در ایران، به‌دلیل تفاوت‌های قابل‌توجه میان استان‌ها، با ناهمگنی جدی مواجه است.

۵. ضعف تاریخی هیات چهار/پنج نفره

بخش عمده‌ای از اختیارات این بخشنامه از طریق «هیات چهار/پنج نفره استان» اعمال می‌شود. اما یکی از چالش‌هایی که در سال ۱۴۰۴ آشکار شد، دقیقا ناتوانی برخی استان‌ها در برگزاری به‌موقع جلسات این هیات بود. اگر این ضعف ساختاری برطرف نشده باشد، تفویض اختیار بیشتر به این هیات مشکل را دوچندان خواهد کرد.

۶. خطر صوری ماندن شفاف‌سازی مالی

تاکید بخشنامه بر شفاف‌سازی روابط مالی، موضوعی است که سال‌هاست به‌عنوان یکی از گره‌های اصلی ساختار سازمان نظام مهندسی ساختمان مطرح است. تحقق آن نیازمند طراحی سازوکارهای دقیق، زیرساخت‌های اجرایی و نظارت مستمر است. در غیر این صورت، این بند نیز مانند برخی تلاش‌های پیشین، در سطح ابلاغ باقی خواهد ماند.

۷. ابهام در سازوکار نظارت و تجدیدنظر

بخشنامه مرجعی برای رسیدگی به اختلافات میان سازمان نظام مهندسی استان و استاندار پیش‌بینی نکرده است. در صورت مخالفت هیات مدیره سازمان استان با تصمیم استاندار، ساز و کار حل اختلاف چیست؟ هم‌چنین، آمارهای موجود نشان می‌دهد ۶۰ درصد مهندسان یا بیکارند یا در مشاغل غیرمهندسی فعالیت می‌کنند. در این وضعیت، هر اشتباه در تعرفه‌گذاری استانی می‌تواند به معیشت گروه بزرگی از مهندسان لطمه بزند.

تحلیل تطبیقی: چرا سال ۱۴۰۵ با ۱۴۰۴ متفاوت است؟

در سال ۱۴۰۴، تفویض اختیار عمدتا ناظر بر تایید قیمت‌گذاری نهایی در چارچوب تعرفه ابلاغی بود. اما بخشنامه امسال گستره بسیار وسیع‌تری دارد:

این تغییر کیفی نشان می‌دهد که وزارت راه و شهرسازی از یک تفویض اختیار آزمایشی به یک واگذاری ساختاری گام برداشته است.

نگاه به سند قانونی: پشتوانه حقوقی

این بخشنامه بر اساس تبصره ۲ مواد ۱۱۷ و ۱۲۳ آیین‌نامه اجرایی قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان صادر شده است. آیین‌نامه اجرایی این قانون هرچند امکان تفویض اختیار را پیش‌بینی کرده، اما از آن‌جایی که سازمان‌های نظام مهندسی ماهیتی صنفی ــ حرفه‌ای دارند، دخالت مستقیم استاندار به عنوان نماینده دولت در تعیین تعرفه خدمات این سازمان‌ها از منظر اصل استقلال سازمان‌های حرفه‌ای قابل بحث است.

جمع‌بندی و توصیه‌های سیاستی

این بخشنامه را نه می‌توان صرفا به عنوان یک اقدام درست پذیرفت و نه یکسره رد کرد. ایده تمرکززدایی در نظام تعرفه‌گذاری مهندسی، در اصل درست است، زیرا شرایط بومی استان‌ها با هم متفاوت است و نظام تعرفه‌گذاری متمرکز دهه‌ها نتوانست این واقعیت را بازتاب دهد. اما روش اجرا نیازمند تضمین‌های ساختاری است که در این بخشنامه دیده نمی‌شود.

آنچه این ابلاغیه را به یک نقطه عطف تبدیل می‌کند، نه صرفا تغییر در روش تعیین تعرفه، بلکه انتقال یک مسئولیت حساس و چندوجهی است: ایجاد تعادل میان «واقعیت‌های اقتصادی بازار ساخت» و «الزامات فنی، ایمنی و حرفه‌ای». برای این‌که این تعادل حفظ شود، پیشنهاد می‌شود:

  1. تعریف سقف و کف تعرفه ملی توسط وزارت راه و شهرسازی و سازمان نظام مهندسی کشور به صورت مشترک، که تعرفه استانی در بازه آن قرار گیرد.
  2. تقویت دبیرخانه هیات چهار/پنج نفره استان‌ها و اجباری کردن برگزاری جلسات در بازه زمانی مشخص پیش از آغاز هر سال.
  3. اعطای حق اعتراض رسمی به سازمان نظام مهندسی استان در صورت مغایرت تصمیم استاندار با معیارهای فنی.
  4. رصد سالانه میزان اختلاف تعرفه میان استان‌ها توسط شورای مرکزی سازمان نظام مهندسی کشور و ارائه گزارش به وزیر.
  5. تعریف شاخص‌های عینی برای افزایش ۲۰ درصدی ظرفیت اشتغال در مناطق محروم، تا از تفسیرهای سلیقه‌ای و استفاده صرفا پاسخ به فشار بازار جلوگیری شود.
  6. طراحی سازوکار نظارت مستمر بر اجرای شفاف‌سازی روابط مالی، تا این بند از سطح ابلاغ به تغییر واقعی در میدان عمل تبدیل شود.

 

عضویت در کانال صما (مجله ساختمان)

  

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا