شهر
با توجه به وابستگي 200 سال آينده به نفت وگاز راهي جز انتقال نيست

هشدار انتقال پايتخت و قطب بندي سياسي اقتصادي را جدي بگيريم!

مشكل انتقال پايتخت را نبايد امروز و فردا كرد زيرا حداقل براي 200 سال آينده دولت وابسته به درآمد نفت است و با اين وضعيت جمعيت و مشكلات تهران بيشتر خواهد شد و لذا انتقال قطب هاي صنعتي، معدني، دانشگاهي، گردشگري وفرهنگي، بازار كالا و… به شهرهاي ديگر، به سادگي مي تواند مشكل تهران را كاهش دهد

در دولت احمدي
نژاد، تصور مي شد كه مونوريل و راهكارهاي ديگر به جاي توسعه مترو مي تواند بخشي از
مشكل حمل و نقل را حل كند. در دوره هاي قبل از آن دردولت هاي هاشمي و خاتمي، با
تراكم فروشي،‌تلاش مي شد كه درآمد ايجاد شود و خدمات ارائه شود. اما مشخص شد كه اين
راهكار تنها مشكل را پيچيده تر مي كند و با افزايش تراكم جمعيتي و ساختمان ها،
عملا مشكلات براي هميشه باقي مي ماند
.

امروز نيز تصور مي شود
كه به خاطر كمبود درآمد، امكان خروج پايتخت از تهران نيست
.

اما حقيقت اين است
كه دولت در ايران حداقل براي يك دوره 150 تا 200 ساله به درآمد نفت وگاز وابسته
است و نقش نفت وگاز در درآمد دولت براي يك دوره طولاني باقيست و لذا به جاي اين كه
با وابستگي به نفت وگاز و درآمد دولت، مشكل پايتخت تاحدي كنترل شود، بهتر است كه
طي يك برنامه ميان مدت 5 تا 10 ساله، بخشي از خدمات شهر تهران به شهرهاي ديگر
منتقل شود
.

به عنوان مثال،
خروج دانشگاه ها از تهران، خروج بازار تهران وعدم تمركز همه نقل و انتقالات كالا،
بانك و پول و ارز و… مي تواند بخش عمده اي از ترافيك روزانه راحل كند
.

همان طور كه در
كشورهاي ديگر، قطب هاي تجاري، بندري، صنعتي، سياسي، دانشگاهي، فرهنگي وهنري متفاوت
است، مي توان بودجه هاي دولتي و خدمات متناسب با آن را به ساير شهرهاي كشور انتقال
داد
.

انتقال بسياري از
وزارتخانه ها، ادارات و شركت هاي مرتبط با آنها به استان هاي ديگر به سادگي امكان
پذير است
.

شهرهاي ايران
متناسب با موضوعات مختلف توانايي تبديل شدن به قطب سياسي، تجاري و فرهنگي را
دارند. به عنوان مثال، مناطق نفت خيز جنوب، مناطق صنعتي و معدني كرمان و اصفهان،
مي توانند براي تبديل شدن به قطب انرژي كشور و يا صنعت ومعدن مورد استفاده قرار
گيرند
.

بسياري از فعاليت
هاي نظامي، پادگان ها، صنايع دفاع و… نيز مي توانند به شهرهاي ديگر منتقل شوند
.

صنايع مونتاژ و
توليدي مانند خودروسازان، و قطعه سازي ها و كارخانه هاي مختلف نيز در شرايط كنوني،
هيچ ضرورتي براي باقي ماندن در تهران ندارند
.

براين اساس، دولت
بايد با برنامه ريزي و بودجه ريزي مناسب، براي انتقال بسياري از فعاليت ها از
تهران به شهرهاي ديگر انگيزه ايجاد كند
.

به عنوان مثال،
شهري مانند شيراز مي تواند به قطب فرهنگي، گردشگري و دانشگاهي ايران تبديل شود و
بسياري از دانشگاه هاي موجود تهران كه هيچ نيازي به ماندن در تهران ندارند، مي
توانند به سادگي به شهرهاي ديگر منتقل شوند
.

اما راز باقي ماندن
آنها در تهران، متاثر از دو نكته اساسي است. اولين نكته نگراني از تغييرات و اثر
آن بر زندگي خانواده ها و افراد است و برخي خانواده هاوافراد به خاطر برخورداري از
مزاياي شهر بزرگ و آزادي هاي اجتماعي موجود در شهر بزرگ و به خاطر دور شدن از خرده
فرهنگ هاي موجود در شهرستان ها، به دنبال باقي ماندن در تهران هستند
.

نكته دوم، درآمد و
مخارج دولتي است و از آنجا كه اين نوع مخارج، درآمد و گردش مالي بيشتري ايجاد مي
كند، در نتيجه بسياري علاقه مند هستند كه همچنان در تهران باقي بمانند و به همين
خاطر بيش از 70 درصد درآمد، گردش پول، سپرده هاي بانكي، مخارج و هزينه ها و درآمد
و پس انداز كشور در تهران متمركز شده است
.

اما اگر اين ساختار
مالي و بودجه اي دولت تغيير كند و به خاطر وزارتخانه ها، پادگان ها، دانشگاه ها،
امور فرهنگي و گردشگري، مناطق نفت خيز جنوب و… پول و بودجه در شهرها خرج شود،
قطعا انگيزه خروج ازتهران و كاهش جمعيت را ايجاد خواهد كرد
.

طبق پيش بيني هاي
مطرح شده، در صورت ادامه روند كنوني، جمعيت تهران به مرز 20 ميليون نفر خواهد
رسيد، و در آن شرايط نه تراكم فروشي، نه درآمد محدود نفت و نه راهكارهاي ديگر،
امكان نجات را به پايتخت نخواهد داد و لذا با امروز و فردا كردن و منتظر ماندن،
نمي توان مشكل شهر تهران راحل كرد
.

براين اساس، بايد
برنامه اي جدي براي شهر تهران ارائه شود و به بسياري از نابساماني ها رسيدگي شود
.

به عنوان مثال وقتي
چند پادگان بزرگ در مركز شهر تهران واقع شده و حتي اجازه پارك خودرو در
حاشيه ديوارهاي آن نيز امكان پذير نيست، جاي اين سوال باقيست كه ضرورت حضور پادگان
نظامي در مركز شهر چيست و به كدام معضل و مشكل قرار است رسيدگي كند و در دنياي
امروز چه مشكلي را از اين شهر حل خواهد كرد ضمن اين كه خود به مشكل تبديل شده و
امكان تردد و پارك خودرو و امور روزمره را نيز به مردم نمي دهد
.

مشكل انتقال پايتخت
را نبايد امروز و فردا كرد زيرا حداقل براي 200 سال آينده دولت وابسته به درآمد
نفت وگاز است و با اين وضعيت جمعيت و مشكلات تهران بيشتر خواهد شد و لذا انتقال
قطب هاي صنعتي، معدني، دانشگاهي، نفت وگاز، گردشگري وفرهنگي، بازار كالا و… به
شهرهاي ديگر، به سادگي مي تواند مشكل تهران را كاهش دهد و اين كار بايد به تدريج و
با ايجاد انگيزه و مشوق هاي بودجه اي و درآمدي انجام شود

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا